- سه شنبه 3 مرداد 1402 - 09:34
- کد خبر : 3622
- مشاهده : 177 بازدید
- پیشخوان

کربلا اینجاست؛ مصلحان کجایند؟
روضه اول کربلا اینجاست؛ مصلحان کجایند؟ قدرت الله متین فقط محتشم کاشانی نیست که در دریای تحیر از عشق و اشک محبان حضرت اباعبدالله(ع) غرق شد و از اعماق وجود خود زمزمه نمود:باز این چه شورش است که در خلق عالم است؟باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است؟هر کسی که هزار […]
روضه اول
کربلا اینجاست؛ مصلحان کجایند؟
قدرت الله متین

فقط محتشم کاشانی نیست که در دریای تحیر از عشق و اشک محبان حضرت اباعبدالله(ع) غرق شد و از اعماق وجود خود زمزمه نمود:
باز این چه شورش است که در خلق عالم است؟
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است؟
هر کسی که هزار بار واقعهی کربلا را، هم مرور کرده باشد برای هزار و یکمین بار، باز شورشی در جان و روحش به عشق حسین برپا میشود!
حسین با دلها چه کرده است که دردمندانه در وصفش میسرایند:
قدسیان سر به گریبان حجاب ملکوت!
پریان دست به گیسوی پریشان قصور!
روزی که از حضرتش پرسیدند: چرا بر یزید (علیهم لعنه) خروج کردی؟
دردمندانه فرمود:
خروج کردم تا امت جدم، رسول الله را اصلاح کنم!
پس چرا زن و طفل شش ماهه؟ چرا خواهر و دختر و نوجوان تازه عروس؟ چرا قامت رعنای علی اکبر و سرو فلک کشیده قمر بنی هاشم؟
چون هدف، اصلاح یک امت است و اصلاح یک امت، بهای فداکاریش، همین است.
آری! بهشت را به بها میدهند و بهای فداکاری برای اصلاح یک امت تا یک فرد، از زمین است تا آسمان!
برای فهم و درک بیشتر این فرمایش پر رمز و راز حضرت ابا عبدالله(ع) به جمله ای حکیمانه، از امیر مومنان علی(ع) رجوع میکنیم، آنجا که فرمود:
رعیت اصلاح نمیشود مگر به اصلاح زمامداران و زمامداران صالح نمیشوند مگر با استقامت مردم!
مگر استقامت چیست؟
چگونه مردم میتوانند استقامت کنند تا زمام داران صالح شوند؟
استقامت، همان مفهوم وسیعی است که گاهی با امر به معروف و نهی از منکر تجلی می یابد، گاهی یک اخم است در برابر امری قبیح، گاهی اطاعت نکردن از یک ظالم است، گاهی اوقات در مقابل دشمن خارجی و گاهی در مقابل هوای نفس و هرزگی است، گاهی ساده زیستن و پرهیز از اشرافیگری است، زمانی ممکن است فریادی باشد بر سر یک انسان مغرور، بعضی مواقع صبر و تحمل است زمانی خویشتنداری در تعدی به دیگران علیرغم توانستن است، گاهی پرهیز از رقابتهای بی فایده و چشم هم چشمی است، گاهی اوقات نه گفتن به رفیق بد و هر گونه انحراف و در یک کلام، نه به شیطان است!
در سخن حکیمانهی امیر مومنان، سخن از چرخهای است که هر بار بچرخد گامی به سوی اصلاح مردم پیموده خواهد شد و در این چرخه نباید توقف یا خللی پدید آید تا زمانی که این فرایند به کمال خود نائل گردد!
امیر مومنان آغاز چرخه را از استقامت مردم شروع نموده است، چون فرض بر آن است که برخی زمامداران نیاز به اصلاح دارند ولو آن که، توسط امیر مومنان منصوب شده باشند! آیا این فرض امیر مومنان، منطقی و واقع گرایانه است؟ قطعا چنین فرضی منطقی است زیرا اصحاب و انصار امیر مومنان، ولو آن که مالک اشتر باشند معصوم یا مبرا از خطا و اشتباه نیستند. اتفاقا حضرتش میخواهد همین نکته را به مردم بفهماند که اگر خطایی از منصوبین من میبینید، در مقابلش استقامت کنید و اجازه ندهید تا عادت به تکرار خطا کنند.
استقامت به هر شکلی که باشد، وقتی ارزشمند است که در دفاع از ارزشهای متعالی به کار گرفته شود.
ارزشهای متعالی کدامند؟ برای فهم این مفهوم به دو آیه از قرآن استناد میشود:
اول:
سوره قمر آیه49: ما هر چیزی را به اندازه آفریدیم.
دوم:
سوره بقره آیه 229: آنانی که به حدود الهی تجاوز کنند از ستمکاراند.
حال اگر این دو آیه را به هم متصل نماییم نتیجه میشود: هر چیزی به اندازه آفریده شده است پس به اندازهها تعدی نکنید که همانا ستمکارانید. اندازه ها یعنی حدود الله.
اگر کسی بپرسد چه چیزی به اندازه است؟ باید از او پرسید که چه چیزی، به اندازه نیست؟ همه چیز در جهان هستی به اندازه است، از زمین تا آسمان!
نظم الهی در عالم، مدیون آفرینش به اندازه ی، پدیدهها است!
اگر به یکی از این اندازهها تعدی شود آثار شومی در پی خواهد داشت!
اگر حاکمان جهان به اندازه، بودند، امروز شاهد اینهمه شکاف در روابط اخلاقی و انسانی، در عقب افتادگی ها، در طبیعت و محیط زیست و در همه ابعاد زندگی حتی در دین و آیین نداشتیم.
اگر حضرت اباعبدالله الحسین(ع) فلسفهی قیام خود را اصلاح امت جدش مینامد، زیرا به عنوان یک انسان طراز با عدل و حکمت الهی، نمیتواند ساکت بماند و عافیت طلبی را بر استقامت ترجیح دهد زیرا یزید در اندازه ای نبود که برای امام قابل تحمل باشد!
در آستانهی ماه محرم و سالروز قیام عاشورا هستیم و مهمترین معرفتی که میتوانیم در این ایام کسب نماییم، جستجو در فهم و درک استقامت است و به عبارت صحیحتر، جستجو در فهم اندازهها!
اگر خواهان اصلاح هستیم، همانگونه که مراد و مولایمان فرمود، باید استقامت کنیم و اگر اراده ای برای استقامت بود، باید اندازه ها را بشناسیم تا خود تعدی نکنیم.
اگر امام، طفل شش ماهه خود را برای جرعه ای آب در برابر نانجیبان پست فطرت، قرار میدهد، چون میخواهد به تاریخ نشان دهد که شقی ترین جانوران آدم نما در برابر شریفترین انسانها، صف آرایی کرده اند!
همه صحنه های عاشورا، گویای همین حقیقتند که این صف آرایی، رویارویی اندازهها با بی اندازه هاست.
امروز باید در سوگ حسین گریه کنیم، اما در فقدان اندازه ها که هدف قیام عاشورا بود، بیشتر باید گریست!
منظورم اندازهی مدیران، اندازهی ثروتمندان، اندازهی مرفهین، اندازهی دینمداران، اندازهی سخنرانان، اندازهی شکرگزاران و قدرشناسان، اندازهی حجاب و عفت، اندازهی شرم و حیا، اندازهی خودخواهی ها و انتظارات، اندازهی دنیاطلبی و آخرت گرایی!
حال باید پرسید:
کربلا اینجاست؛ مصلحان کجایند؟
والعاقبه للمتقین
1402/4/28
این روضه ادامه دارد…


نظرات