- چهارشنبه 13 اسفند 1404 - 06:31
- کد خبر : 5265
- مشاهده : 2 بازدید
- پیشخوان

چگونه بر دشمن شکست راهبردی تحمیل کنیم؟
پس از شکست راهبردی آمریکا-رژیم صهیونیستی در جنگ 12 روزه و ناتوانی از تحمیل توافق مطلوب خود بر ایران، راهبرد عملیاتی آنها به سمت ایجاد اغتشاش و درگیری داخلی در ایران تغییر کرد. این امر با هدف ایجاد انشقاق داخلی و تضعیف ایران صورت گرفت تا مقدمات اقدام نظامی علیه ایران را مهیا کرده و […]
پس از شکست راهبردی آمریکا-رژیم صهیونیستی در جنگ 12 روزه و ناتوانی از تحمیل توافق مطلوب خود بر ایران، راهبرد عملیاتی آنها به سمت ایجاد اغتشاش و درگیری داخلی در ایران تغییر کرد. این امر با هدف ایجاد انشقاق داخلی و تضعیف ایران صورت گرفت تا مقدمات اقدام نظامی علیه ایران را مهیا کرده و بتوانند با ضربات نظامی خود مقاومت ایران را بشکنند و سپس با تحمیل توافق مطلوب خود پیروزی راهبردی به دست آورند. در حمله نظامی دشمن ترور رهبر انقلاب هدف اصلی و اولیه بود و از بین بردن زیرساختهای دفاعی، اقتصادی و ایجاد رعب و وحشت با هدف قراردادن مردم بیگناه اهداف ثانویه است.
متاسفانه دشمن در ترور رهبر انقلاب اسلامی ایران موفق بود و میخواهد با تکمیل اهداف عملیاتی خود به هدف راهبردی یعنی تحمیل توافق همهجانبه به ایران برسد.
توافقی مطلوب آمریکا و رژیم صهیونیستی است که بتواند مسیر تحقق نظم جدید منطقه غرب آسیا مبتنی بر حفظ منافع ایالات متحده و رژیم صهیونیستی را هموار کند. برای همین آنها میخواهند ایران علاوه بر برنامه هستهای، توانمندی دفاعی و موشکی و حمایت از نیروهای مقاومت را کنار بگذارد. به عبارت دیگر آنها میخواهند ایران دیگر مانعی بر سرراه آنها برای مسلط کردن رژیم صهیونیستی بر معادلات قدرت در منطقه نباشد.
همانطور که رهبر شهید انقلاب بیان کردند آنها میخواهند ایران را ببلعند و به تبع آن منطقه را نیز ببلعند. برای آمریکا چهار موضوع در منطقه غرب آسیا حیاتی بوده و نظم جدید را بر اساس آنها میخواهد بنا کند. عدم تسلط قدرت متخاصم بر منابع انرژی، تسلط بر گذرگاههای مهم (مانند تنگه هرمز و تنگه باب المندب و کانال سوئز)، مقابله با اندیشه مقاومت اسلامی (از نگاه آمریکاییها تروریسم اسلامی) و تامین امنیت رژیم صهیونیستی چهار موضوع مدنظر آمریکا است.
روشن است که موفقیت راهبردی آمریکا به معنای شکست راهبردی ایران و محور مقاومت است. یعنی منجر به به حاشیه رفتن ایران در نظم جدید منطقه و تضعیف حداکثری محور مقاومت خواهد شد که برای آینده ایران بسیار خطرناک خواهد بود. لذا تمامی تلاش و برنامهریزی ایران باید برای شکست راهبردی آمریکا و رژیم صهیونیستی باشد. فهم درست ملزومات تحمیل شکست راهبردی بر دشمن بسیار ضروری است.
آمریکا به دنبال پایان دادن سریع به عملیات نظامی است. خصوصا با توجه به ترور رهبر انقلاب، ترامپ احساس پیروزی بزرگ دارد و میخواهد با کمترین هزینه نظامی آن را تثبیت کرده و در یک توافق سیاسی آن را استفاده کند. اما از طرف دیگر آمریکا به دلایل «ساختاری» توان تحمل هزینههای زیاد یک درگیری طولانی (بیش از یک ماه) که به نیروهای آمریکا و رژیم صهیونیستی هزینه جدی تحمیل کند، را ندارد.
این دلایل را میتوان اینگونه برشمارد: هزینههای سیاسی داخلی آمریکا به دلیل وجود جریان قوی سیاسی مخالف ترامپ و سیاستهای شاهانه او، نگرانی شدید بابت ایجاد فرصت راهبردی برای رقبای راهبردی دیگر آمریکا خصوصا چین و آسیبپذیری اقتصادی آمریکا از محل افزایش قیمت نفت و هزینههای بالای جنگ نظامی. دلایل دیگری را نیز میتوان اشاره کرد.
اما نکته مهم آن است که اگر جنگ به گونهای ادامه یابد که علاوه بر «هزینههای زیاد و غیر قابل انکار» بر آمریکا و متحدانش، «زمانبر» نیز باشد، دلایل مذکور تقویت شده و میتواند سبب شکست راهبردی آمریکا در این جنگ شود و زمینه برای تغییر معادلات در منطقه به نفع ایران و محور مقاومت مهیا کند.
ایران با درک این مساله باید مانع هرگونه پایان زود هنگام جنگ شده و با استمرار جنگ فرسایشی و فراگیر منطقهای شکست راهبردی را بر دشمن تحمیل کند. تاکنون اقدامات نظامی ایران در این مسیر بوده و به خوبی توانسته هزینههای قابل توجه بر دشمن تحمیل کند. باید این راهبرد ادامه یابد تا به هدف مطلوب دست پیدا کنیم. به نظر این حداقل کاری است که در برابر شهادت رهبر انقلاب حضرت امام خامنهای میتوان انجام داد. ان شالله


نظرات