رفتن به بالا

رصدخانه فرهنگی اجتماعی سلام دزفول

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۵
  • الأحد ۷ ذو الحجة ۱۴۴۷
  • 2026 Sunday 24 May
یاد نامه‌ای از زندگی شهید به زبان خانوده، دوستان و نزدیکان شهید

شهید سجاد بزرگی؛ روحانی مجاهد و پاسداری مخلص

شهید حجت‌الاسلام سجاد بزرگی، نمونه‌ای بارز از پیوند علم، ایمان و حماسه بود. او که هم‌زمان در کسوت روحانیت و لباس سبز پاسداری خدمت می‌کرد، زندگی خود را وقف بندگی خدا و گره‌گشایی از کار مردم کرده بود. سجاد بزرگی سرانجام در «جنگ رمضان» و با لبانی تشنه و زبانی روزه، به تأسی از ارباب […]

شهید حجت‌الاسلام سجاد بزرگی، نمونه‌ای بارز از پیوند علم، ایمان و حماسه بود. او که هم‌زمان در کسوت روحانیت و لباس سبز پاسداری خدمت می‌کرد، زندگی خود را وقف بندگی خدا و گره‌گشایی از کار مردم کرده بود. سجاد بزرگی سرانجام در «جنگ رمضان» و با لبانی تشنه و زبانی روزه، به تأسی از ارباب مظلومش امام حسین (ع)، توسط رژیم صهیونیستی به شهادت رسید.

ویژگی‌های برجسته زندگی شهید:

اخلاص در تبلیغ: او برای سخنرانی در هیئات هیچ‌گاه «صله» دریافت نمی‌کرد و معتقد بود مزد کار برای اهل‌بیت را باید از جای دیگری گرفت. تواضع او به حدی بود که برای تبلیغ در دورترین روستاها نذر می‌کرد و با عشق برای جذب جوانان به مسجد تلاش می‌کرد.

هل معنا و مراقبه: سجاد مردِ سجاده و گریه‌های شبانه بود. همسرش می‌گوید او شب‌ها تنها ۳ ساعت می‌خوابید و بیشتر وقتش را به تهجد، نماز شب و مطالعه می‌گذراند. او بر رعایت دقیق حلال و حرام و حساب‌وکتاب خمس تأکید بسیار داشت.

فیلسوف «انجام وظیفه»: تکیه‌کلام همیشگی او این بود که «ما مأمور به وظیفه‌ایم، نه نتیجه». همین نگاه باعث شده بود که در هر میدانی، از موکب‌داری و سرخ کردن فلافل برای زوار گرفته تا حضور در جبهه‌های دفاع از امنیت، با تمام توان حاضر شود.

شخصیتی صمیمی و خانواده‌دوست: او در کنار جدیت در منبر، روحیه‌ای بسیار لطیف و شاد داشت. عاشق طبیعت، کتاب و ورزش بود و همواره با هدایای غافلگیرکننده و رفتاری سرشار از محبت، الگویی در برخورد با همسر و فرزندانش بود.

شهادت؛ مزد پاکی: شهید بزرگی معتقد بود پاک شدن زمین از لوث دشمنان جز با ریخته شدن خون پاک‌ترین افراد ممکن نیست. سرانجام شهادت، مهر تأییدی بر تمامی مجاهدت‌ها و گریه‌های شبانه او شد.


ویژگی‌های ایشان در چهار نقش برجسته:

۱. مربی تربیتی؛ الگوی عمل و اخلاص

او فراتر از یک سخنران، یک مربی میدان‌دیده بود که با رفتار خود بر دیگران اثر می‌گذاشت:

جذب حداکثری جوانان: او نذر کرده بود برای تبلیغ به روستاها برود و در مدت کوتاهی توانست حدود ۵۰ نوجوان و جوان را به مسجد جذب و آن‌ها را فعال کند .

تواضع و همراهی با شاگردان: او هیچ‌گاه خود را تافته جدا بافته نمی‌دانست؛ در موکب کنار جوانان فلافل سرخ می‌کرد و با آن‌ها صمیمی می‌شد، به طوری که حتی اجازه می‌داد با او شوخی کنند.

تربیت بر مبنای وظیفه‌گرایی: تکیه‌کلام تربیتی او این بود که «ما مأمور به وظیفه‌ایم، نه نتیجه». او به اطرافیان یاد می‌داد که شکست یا پیروزی مهم نیست، بلکه بندگی و انجام تکلیف در اولویت است.

اهمیت به مطالعه: همواره دیگران را به مطالعه کتاب‌های مفید (مانند کهکشان نیستی و…) تشویق می‌کرد تا سطح آگاهی‌شان بالا برود.

۲. دوست خوب؛ رفیق بی‌ادعا و باوفا

سجاد برای دوستانش تنها یک هم‌سنگر نبود، بلکه یک تکیه‌گاه بود:

وفای به عهد و بی‌توقعی: هرگاه دوستانش برای سخنرانی از او دعوت می‌کردند، حتی با وجود دوری راه و سختی مسیر، «نه» نمی‌گفت و هیچ‌گونه «صله» یا پولی دریافت نمی‌کرد.

گره‌گشایی و معرفت: دوستانش او را «مخزن اسرار» و فردی می‌دانستند که حتی پس از شهادت هم حواسش به جیب و مشکلات رفقایش هست.

صمیمیت در عین جدیت: در عین حال که بر منبر با ابهت سخن می‌گفت، در جمع دوستان با روحیه ورزشی و علاقه‌اش به فوتبال، فضایی شاد و صمیمی ایجاد می‌کرد.

۳. پدر دلسوز؛ پناهگاه مهربان

عشق او به فرزندانش در کوچک‌ترین رفتارهای او متجلی بود:

توجه به شادی‌های کوچک: برای خوشحالی فرزندانش، با وجود حجب و حیا، از دوستانش کلید باغ می‌گرفت تا آن‌ها را برای چیدن توت ببرد.

دغدغه رفاه و تربیت: یکی از دلایل اصلی او برای استخدام در سپاه، تامین آینده خانواده و ادای حق فرزندانش بود.

دلبستگی عاطفی: در آخرین لحظات خروج از خانه، با دلتنگی از همسرش خواست تا برای بار آخر با هم اتاق بچه‌ها

را نگاه کنند؛ گویی می‌دانست این آخرین دیدار است.

۴. همسر مهربان؛ عاشق پیشرو و قدرشناس

او در روابط خانوادگی، روحیه‌ای بسیار لطیف و خلاق داشت:

غافلگیری‌های عاشقانه: برای خوشحال کردن همسرش، تاریخ تولد او را به تقویم قمری محاسبه می‌کرد تا بتواند او را غافلگیر کند و با خرید هدایایی مثل گل، شکلات و خوراکی‌های مورد علاقه، محبتش را نشان می‌داد.

پاساژدرمانی و تفریح: هرگاه متوجه بی‌حوصلگی همسرش می‌شد، او را به خرید یا طبیعت‌گردی می‌برد تا حالش بهتر شود و معتقد بود این تفریحات «سوخت مسیر بندگی» است.

ادب و تواضع در خانه: موقع سوار شدن به ماشین، دستش را حایل می‌کرد تا همسرش راحت بنشیند و در کارهای خانه برای برداشتن باری از دوش او تلاش می‌کرد.

وصیت سرشار از عشق: در آخرین نوشته‌هایش خطاب به همسرش نوشت: «عاشقانه دوستت دارم… دل کندن از تو سخت است» و از او برای کاستی‌های احتمالی حلالیت طلبید.

شهید سجاد بزرگی ثابت کرد که می‌توان در اوج مجاهدت و عبادت، پدری صمیمی، همسری عاشق و رفیقی بی‌ریا باقی ماند.

نامش گرامی و راهش پر رهرو باد.

جمع آوری و تدوین: علی جهازی

اخبار مرتبط