- چهارشنبه 20 بهمن 1400 - 20:05
- کد خبر : 2803
- مشاهده : 324 بازدید
- یادداشت

آیت اله قاضی؛ مرد همه دوران ها
سالروز وفات مردان بزرگ نه تنها نشانی است تا از خدمات آنان تجلیل نماییم بلکه فرصتی است برای شناسایی ویژگی ها و مختصاتی که عامل بزرگی آنان شده است. بدان امید که راه این مردان پر رهرو گردد و بدانیم چه کردند تا مرد همه دوران ها شدند. برای صاحب این قلم غنیمتی بود که […]
سالروز وفات مردان بزرگ نه تنها نشانی است تا از خدمات آنان تجلیل نماییم بلکه فرصتی است برای شناسایی ویژگی ها و مختصاتی که عامل بزرگی آنان شده است. بدان امید که راه این مردان پر رهرو گردد و بدانیم چه کردند تا مرد همه دوران ها شدند.
برای صاحب این قلم غنیمتی بود که چند صباحی توفیق همراهی این شخصیت بزرگ و متعالی را داشته و در دوران پرحادثه و فتنه ها از نزدیک شاهد خصوصیات منحصربفرد او باشم؛ خصوصیاتی که به ندرت در هم مسلکان او دیده می شود.
شاید مهمترین و بارزترین ویژگی این شخصیت نادر، روحیه جهادی و انقلابی او بود که نه فقط در کلام، بلکه در عمل و اقداماتشان نیز به وضوح دیده می شد. برخورد او با مدیران ضعیف النفس و یا بی رحمی که با زیردستان خود با ویژگی های طاغوتی رفتار می کردند آنهم از طریق تریبون نماز جمعه، باعث شده بود تا ایشان به پناهگاهی برای همه مردم تبدیل شود.
بخاطر دارم وقتی مدیرعامل مغرور شرکت کارون بدلیل انتقاد تنی چند از کارکنان شرکت، دستور اخراج آنان را صادر کرده بود، مرحوم آیت الله قاضی نه یک بار بلکه چند بار بطور متوالی در خطبه های نماز جمعه آن هم با ادبیاتی انقلابی از کارکنان اخراجی دفاع کرد تا بالاخره آن مدیرعامل که ساکن تهران بود مجبور شد برای ادای توضیح به بیت آیت الله مراجعه کند ولی با کمال تعجب شاهد بودم که مرحوم قاضی او را نپذیرفت و گفت تا دستور برگشت به کار کارگران اخراجی را صادر نکند، همچنان این موضوع را در خطبه ها مطرح خواهم کرد و او ناچارا حکم اخراج خود را پس گرفت و بعد برگشت به کار کارگران اخراجی اجازه دیدار با آیت الله را دریافت نمود.

گویا همین دیروز بود وقتی آیت الله قاضی را برای مراسمی به هفت تپه دعوت کرده بودند؛ همینکه مراسم به نماز ظهر و عصر رسید آیت الله قاضی از جای خود بلند شد بطوری که همه متوجه او شدند و آنها هم به احترام ایشان مراسم را برای اقامه نماز تعطیل کردند بدون اینکه آیت الله از آنها بخواهد که مراسم را تعطیل کنند. او با عمل خود نشان داد که همه این امور برای برپایی نماز که رکن دین است می باشند.
اتفاق جالبی در همین نماز با برکت رخ داد که هنوز شیرینی آن را در کامم احساس می کنم.
در آن ایام که جاده دزفول – هفت تپه به سوی اهواز زیر حملات شدید توپخانه ارتش بعثی بود و روزانه مردم غیرنظامی به علت اصابت گلوله های توپ مجروح و یا شهید می شدند، ضرورت داشت تا یک راه انحرافی جدید ساخته شود که البته راه خاکی آن هم موجود بود. در هنگام اقامه نماز ظهر سروصداهایی شد که بعد از نماز متوجه شدیم مرحوم شهید رجایی تشریف آورده اند و بلافاصله در صفوف آخر نمازگزاران به نماز ایستاده بود. آن شهید والا مقام بمحض اینکه نمازش تمام شد برای ادای احترام نزد آیت الله قاضی دزفولی آمد و دو زانو در مقابلشان دست تمنا نمود. با کمال تعجب دیدم که مرحوم آیت الله قاضی در حالیکه دستان شهید رجایی را محکم در دست داشت و رهایشان نمیکرد از او خواست تا دستور دهد آن جاده خاکی، آسفالت شود و چند بار همین درخواست را تکرار کرد و از او قول گرفت. چند روز بعد خوشبختانه خبر رسید که به دستور شهید رجایی ماشین آلات راه سازی در حال آسفالت آن جاده هستند. خدا میداند در آن ایام پر اضطراب جنگی این خبر خوش برای مردم چقدر مایه امید و مسرت شد و باز خدا می داند که این اقدام به موقع جان چند نفر از هموطنان شریف ما را نجات داد.
شاید در حوصله این یادداشت کوتاه نباشد که ده ها خاطره بیادماندنی را بازگو کنم. اما در یک جمع بندی باید تاکید کنم؛ نمره آیت الله قاضی از صفا و صمیمیت در کلام و در عمل، از شجاعت، از مردم داری، از همراهی با جوانان انقلابی و پیروی کردن از خط امام (ره)، از ساده زیستی و بی اعتنایی به امور دنیوی و از استفاده از نفوذ و اعتبار خود برای گره گشایی از مشکلات مردم، بیست از بیست است.
به همین دلیل برای من او “مرد همه دوران” است.
ایکاش امثال او فراوان بودند. خدایش او را با اجداد مطهرش محشور نماید. انشاالله…
قدرت الله متین
13/11/1400


نظرات