- یکشنبه 2 خرداد 1400 - 13:14
- کد خبر : 2192
- مشاهده : 1088 بازدید
- پیشخوان

گفتگو با جناب آقای محسن ریاضی عضو شوراهای سوم و چهارم شهر دزفول
لطفا خودتان را معرفی کنید و بفرمایید در چه دروه هایی عضو شورای شهر بوده اید؟ محسن ریاضی هستم متولد ۱۳۵۱؛ تحصیلات بنده کارشناسی کشاورزی و کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث است و در دو دوره در شورای شهر دزفول عضویت داشته ام. در دوره سوم با حدود ۱۲۰۰۰ رای نفر پنجم شدم، این […]
لطفا خودتان را معرفی کنید و بفرمایید در چه دروه هایی عضو شورای شهر بوده اید؟
محسن ریاضی هستم متولد ۱۳۵۱؛ تحصیلات بنده کارشناسی کشاورزی و کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث است و در دو دوره در شورای شهر دزفول عضویت داشته ام. در دوره سوم با حدود ۱۲۰۰۰ رای نفر پنجم شدم، این دوره شورا به خاطر اینکه انتخابات شوراها با انتخابات ریاست جمهوری هم زمان شود قرار بر این شد که دوسال بر مدت زمان شورا افزوده شد تا این همزمانی رخ دهد و به این ترتیب دوره سوم شورای شهر شش ساله شد. دوره چهارم نیز با نوزده هزار رای نفر سوم شدم و مجموعا ده سال عضو شورای شهر بوده ام.
فضای شورای سوم و چهارم را چگونه توصیف می کنید؟
شورای سوم و چهارم شورای کاری بودند مخصوصا شورای سوم به دلیل اینکه همدلی ها بالاتر بود والبته تعداد نفرات کمتر بود. با نوع کارهایی که در شهر انجام داده بود و نوع انتخاب شهردار که در جای خودش به موقع و درست و اساسی بود. شورای چهارم هم تقریبا همان مسیر را رفت ولی چالش های نسبتا سنگین تری داشت و با توجه به اینکه شورا یک نهاد سیاسی است بنابراین موضوعات سیاسی حاشیه ای اطرف شورا تاثیرگذار شد و این تیغ شورا را کندتر می کرد. با این وجود من موفق ترین شوراها را شورای سوم و چهارم می دانم. در شورای سوم سطح توقعات خیلی بالا رفت، ارتباطات بیشتر شد و مطالبات مردمی بالا گرفت و الان شورا یک مطالبه ی جدی شده است. این را شورای سوم بانیش بود.
شورای شهر چه مشکلات و معضلاتی را بناست که حل کند؟
تعریف شورا آنقدر گسترده است که معمولا شوراها به کل وظایف خودشان نمی رسند و گاهی هم به وظایف خودشان اشراف ندارند. گاهی از میزان و عمق تاثیر خودشان خبر ندارند. مطابق قانون حتی استانداران کشور مکلف به اجرای مصوبات شورای شهر هستند. وظایف بسیار گسترده است که انتخاب شهردار و نظارت بر کار آن که خودش بسیار مقوله ی مهمی است،یک بخش است و بخش دوم که قانون وظایف شوراهای اسلامی شهر این جور آورده است: بررسی و شناخت کمبودها، نیازها، نارسایی های اجتماعی، فرهنگی، آموزشی، بهداشتی، اقتصادی و رفاهی حوزه انتخابی. این گستره ی وظایف شورای شهر است. اتفاقا شوراها در تمام کشور نه فقط در دزفول متاسفانه رفته اند چسبیده اند به بندهای شهرداری. شما ببینید مثلا در ایام کرونا هرکجا ضعف و نارسایی هست شورا می تواند وارد شود حتی به فرماندار، حتی به حوزه بهداشت و درمان کمبودها را بررسی کند طرح های پیشنهادی بدهد حتی بخواهد که طرح هایشان را بیاورند؛ همچنین شورا می تواند دستگاه های خدماتی را کلا مکلف کند که بودجه و برنامه هایشان را از قبل به شورا ارائه بدهند که هیچ وقت اینطور اتفاق نیافتده است و یا کم اتفاق افتاده است. در حوزه اقتصادی، وضعیت کشاورزی شهر، که ۶۰ درصد وضعیت اقتصادی شهر به کشاورزی وابسته است شورای شهر می تواند ورود کند مثلا همین میدان میوه و تره باری که داریم اگر یک اشراف خوبی باشد یک نظارت خوب و جامعی باشد اگر یک فضاسازی خوب بشود این می شود یک قطب درآمدی برای شهر بشود و شورا می تواند ورود پیدا کند.
ملاک های یک شورای موفق چیست؟
اولین ملاکی که یک شورای موفق می تواند داشته باشد بحث همدلی است. چرا من نگفتم تخصص؟ ممکن هست که شما چند عضو متخصص در شورا بنشانید اما در عین حال این ها هیچ گونه همدلی نداشته باشند هیچ فایده ای ندارد همدلی اگر باشد تخصص نباشد خصوصا اگر تقوا داشته باشند خودرأیی و خود محوری نداشته باشند خود به خود می روند افراد متخصص را پای کار می اورند در همین شورایی که الان جاری است و روزهای پایانیش رامی گذراند میبینیم که عدم همدلی باعث شد که شورا بارها به وضعیت تعطیل درآمد. من با تاکید میگویم سنت سیّئه ای که در ادوار بعدی کار دست شورای بعدی می دهد این است که تعدادی هر وقت و هرگاه میلشان نباشد در صندلی و جاشان حاضر نشوند و نیایند و شرکت نکنند و شورا را از اکثریت بیندازند. بعد از بحث همدلی بحث تخصص است .الان هم اگر ملاحظه ی این کار بشود و لیست هایی که در شهر بسته می شود ملاحظه ی این دو موضوع بشود یکی بحث همدلی و یکی بحث تخصص هر دو کنار هم، تعریف بشود اگر این دوتا مقوله در شورای شهر وجود داشته باشدروند و سیر کارها را هموار خواهد کرد
علل ناتوانی شوراها مخصوصا دوره آخر در انجام وظایف را بیان بفرمایید؟
اختلافات باندی جناحی و سیاسی هم در کلیت کشور و هم در نهادهای بالادستی و پایین دستی مخرب است. حالا ما علاوه بر بحث باندی حزبی متاسفانه بحث قومیت راداریم که یک بحث بسیار شکننده است و سم مهلکی است برای تصمیم گیری در این شهر که باعث شداز همان اول خط کشی در شورای پنجم اتفاق بیفتد و متاسفانه به اهداف اصلی خودش برسد. نکته دوم اینکه من تاکید می کنم کاندیداهایی که می خواهند وارد شورای شهر بشوند از طریق شهرداران وارد شورا نشوند! یعنی این جوری نباشد که یک شهردار لیستی بدهد بعد اعضا از این لیست وارد شورای شهر بشوند وقتی شما این جور شدید می شوید ماشین امضای شهردار! آن جا هر چه شهردار گفت شما انجام می دهید ولی وقتی از دل گروه هایی دیگری یا به تناسب توانمندی خود وارد شدید طبیعتا این فضا وجود ندارد. آنچه در شورای فعلی باعث شد که یک مقداری کار لنگ بخورد، یک مقداری بحث تخصص کم بود و یک مقداری هم موضوعات اختلافی بود. من وقتی دیدم در این شورا نظارت را دادند به دیده بان شفافیت خیلی تعجب کردم! بیشتر آن زمانی تعجب کردم که رییس کمیسیون برنامه و بودجه شورا بلند شد سوالاتی کرد که من به عنوان کسی که هشت سال مستقیما رییس کمیسیون برنامه و بودجه بودم میدانم که این ها عین وظایف رییس کمیسیون برنامه و بودجه است بودجه شهرداری چقدر است؟چرا نمی دانیم؟ این ها سوالاتی هست که اتفاقا شماها بایستی می دانستید و باید می گفتید اگر بنا باشد من به عنوان دستگاه های ناظر باشم بعد نظارت را واگذار به نفر دیگری یا دستگاهی دیگربکنم، پس من آنجا چیکار می کنم، به چه مناسبت هم آبروی شهر را در معرض خطر قرار می دهید هم ضعف و ناتوانی خود را در این کار می خواهید پوشش بدهید!
اولین و مهمترین کارهایی که شورای جدیدباید انجام دهد؟
در شورای سوم، آن زمان که هشت میلیارد بودجه ی شورابود ما دو میلیارد بودجه ی مطالعات شهری قرار دادیم که خیلی آن زمان مورد اعتراض واقع شدیم ولی بعدها طرح های بسیاری از دل این مطالعات بیرون آمد. الان نیز شهر نیاز به یک بازنگری جدی و اساسی وفنی مجدد دارد که مطالعات آن باید صورت بگیرد. یک کار برجای مانده سنگین، طرح جامع توسعه شهر است. تابلویی که پای آن خون ریخته شد ناشی از عدم پیگیری طرح جامع توسعه شهری است که در انتهای شورای شهر سوم با گرفتن مشاور کشوری آغاز، و در ابتدای شورای چهارم این طرح تصویب شد و برای تصویب و ارسال به تهران، به مرکز استان ارسال شد. الان شش هفت سال از تصویب آن طرح در شورا ی چهارم گذشته است است و این شهر قانون اساسی برای پیشرفت و توسعه ندارد.بنده بارها گفتم به جای این که پیگیر این چند متر فضای بین دو تا شهر باشیم، پیگیر این طرح باشیم که به راحتی موضوع را حل خواهد کرد. از آن زمان تا الان در استانداری آقای شریعتی و استانداری فعلی آقای دشتکی دارد نگهداری می شود. من مراتب اعتراض خودم را اعلام می کنم و اگر بناست مطالبه گری صورت بگیرد و اگر بناست به ازای خون هایی که ریخته شد به ازای ضرر و زیان هایی که به شهر وارد شد، حتی شکایت کیفری استانداران وقت صورت بگیرد. در شورای چهارم، ۹بار تمام گفتم بروید وزارت کشور و این را تمام کنید وگرنه به خاطر این خون ریخته خواهدشد و همین اتفاق هم متاسفانه افتاد. این یکی از اولین کارهایی است که شورای ششم باید به جد دنبال کنند. بنده حداقل دو سه بار به نماینده فعلی دوبار هم به رییس دفترش گفتم که به جد پیگیر این موضوع باشید و به انجام برسانید هم با هدف فروکش کردن دعواهای بین دو تا شهر که این همه باهم مراوده دارند و هم با هدف این که طرح های شهری پیش بروند. بعد از این کار مطالعات طرح جامع شهری در حوزه های ترافیک، فضای سبز، ساختمان سازی، تسهیل عبور و مرور و ده ها مورد دیگر که خود ساحل رودخانه که نیاز به بازنگری مجدد دارد تا طرح های جدیدی بتواند از دل این ها در بیاید.
طرح جامع توسعه شهر شامل چه مواردی می باشد؟
طرح جامع، قانون اساسی رشد و پیشرفت یک شهر است که وقتی می رود شورای عالی شهرسازی و نوسازی و معماری کشور اگر اشتباه نکنم چند وزیر پای آن را امضا کنند طرح بسیار مهمی است که براساس آن معلوم می شود مدل ساختمان ها، ارتفاع ساختمان ها، خیابان ها، دسترسی های شوارع و اینکه توسعه شهر به کدام سمت است. به جنوب برود؟ به شمال برود؟ آیا حریم شهر همین بماند یا افزایش پیدا بکند؟ متاسفانه روز به روز حریم شهری دزفول کم و کمتر می شود. گام دوم این است که مطالعات همه جانبه ای در حوزه های مورد وظیفه ی خودش انجام بدهد که بتواند حرکت جدیدی آغاز بکند البته باید افرادی باشند بدون حاشیه بچسبند به کار. من یک دریغ و افسوسی دارم که چرا این دوره شرکت نکردم و دوست داشتم امکانش فراهم می شد و شرکت می کردم و حداقل پیگیر این چند مورد می شدم.
در دو دوره ای که شما عضو شورا بوده اید و ۱۰ سال هم به طول انجامید به نظر خودتان چه کارهای مثبتی توانستید انجام دهید؟
بعد از مطالعاتی که شکل گرفت ما آمدیم و در فضاسازی های شهری و جاهایی که بتوان شهر را یک مقدار چهره بهتری به دهد ورود کردیم؛ مثل ساخت پارک ها که تقریبا به جرأت می توانم بگویم تمامی پارکهای ساحلی در شورای سوم ساخته شد. پارکینگ های بزرگ شهری(قائم و دروازه)، تسهیل عبور و مرور از طریق مطالعه کلان شهری و ایجاد زیرگذرها که حداقل ۴ تا زیرگذر در همان مقطع ما ساختیم که اینها واقعا گره را باز کرد. و جالب است بدانید که ما در بدو ورود به شورا از مردم نظرخواهی کردیم. که مردم شما نظر بدهید که ما برای شما چه بکنیم؟ از بین ۱۵۰۰ برگه ای که بین مردم تقسیم شد همه تقریبا بر تسهیل عبور و مرور تاکید داشتند. باید به خاطرتان باشد ترافیک های سنگینی وجود داشت که مردم را خصوصا در گرمی تابستان کلافه می کرد. الان هم متاسفانه مجدد این ترافیک ها ایجاد شده و باید این ترافیک ها منتقل بشود. در بحث میادین و ورزشگاه ها خصوصا آن ورزشگاه بزرگ شهید سوداگر که خیلی از مردم حتی نمی دانند این ورزشگاه کجاست! (این ورزشگاه کمی پایین تر از علی کله واقع شده است) قرار بود استانداری مبلغی به شهرداری و شوراهای شهر بابت ساخت سالن حوادث غیرمترقبه بدهند. برای ایامی مثل جنگ، زلزله، سیل، ایامی مثل کرونا بشود، از آن استفاده کرد. پیشنهاد خوبی آن روز آقای دوایی فر دادند و گفتند ما مبلغی روی این مبلغ بگذاریم و یک سالن بزرگتری بسازیم که چندمنظوره باشد و برای استفاده ورزشی، تجمعات، سالن تعزیه و… که متاسفانه هنوز یک مقداری از کار آن مانده است. و بعد از گذشت سه شورا هنوز به اهدافی که برای این ساختمان درنظر گرفته شده بود نرسیده است. عادت بدی که در شوراها و شهردار ها وجود دارد خصوصا شهرداری ها و خصوصا خود شخص شهردارها، روی پروژه های شهردارهای قبلی دوست ندارند کارکنند! ایجاد دسترسی های شهری خصوصا لاین های اطراف شهر، ایجاد شد. درخت کاری و ایجاد فیلترینگ در اطراف شهراز جمله به خاطر ریزگردهایی که متوجه شهر می شد برای اولین بار انجام شد. سرانه فضای سبزشهر ۱۱ برابر شد و چندین سال پیاپی ما شهر سبز خوزستان لقب گرفتیم. و این اقداماتی بود که در شورای سوم اتفاق افتاد. ساخت پل بسیار کاربردی در جنوب شهر به نام پل غدیر یا پل پنجم که این پل تماما بر دوش مردم حمل شد و متاسفانه بودجه های ملی و استانی آن چنان به ما کمک نکردند و قریب ۱۵ میلیارد این پروژه تمام شد و همه از درآمدهای شهرداری استحصال شد و در همان پایان شورای سوم افتتاح شد.
علت اینکه مجدد برای شوراها ثبت نام نکردید چه بود؟
در دو دوره ای که بنده به عنوان عضو شورا بودم و با توجه به غلط بودن قانون وظایف شوراها، متاسفانه شورای شهر را شغل نمی دانند، برخلاف نمایندگی مجلس، که ۲۴ ساعت برای این کار هستید و وقت می گذارید ولی شورای شهر، به شما می گویند سرکار خود باش، بعد این همه وظیفه هم جلوی شما می گذارند که بر اینهاهم نظارت داشته باشید. الان به دلیل انباشت تجاربی که در ۱۰ سال شورا داشتم دیدم که این میزان وقت برای شورا واقعا کفاف نمی کند و تمنا و تقاضای من این بود که اگر محل کار با بنده همکاری کنند و آزاد کنند که من بتوانم کامل در اختیار شورا باشم که به کل وظایفی که هست برسم، شرکت می کنم. حتی روزهای آخر فشار خیلی سنگین شد و حتی از خود شهرداری و مسئولین کرارا تماس رفتند و خواهش می کردند که شرکت کنم و من به ایشان می گفتم که الان تمام مدارکم در یک کیف آماده است فقط شما یک نامه ای بیاورید که من از کارم آزاد هستم. و چون این موضوع محقق نشد بنده نیز در انتخابات شرکت نکردم.
در دوره سوم و چهارم شورا چه کارهایی را نتوانستید انجام دهید و علت چه بود؟
کارهای زمین مانده که بسیار زیاد است . مثلا ما در حوزه بهداشت و درمان ورود جدی نداشتیم. من اعتقاد دارم و این را نیز اگر شد در سلسله مقالاتی مطرح می کنم، مخصوصا الان که قضیه انقلاب گردشگری مطرح می شود، بدون اینکه بایسته ها و پیوست های آن مطرح بشود،در قضیه بهداشت و درمان ما با توجه به نزدیکی به مرز عراق می توانیم یک پایگاه خیلی خوبی باشیم بخاطر اینکه گردشگر سلامت را اینجا جذب بکنیم. شما وقتی گردشگر سلامت داشتید ، اینجا هتل می خواهید، خوراک می خواهد، اقامت می خواهد، تردد نیاز دارد و کلی درآمد دیگر برای این شهر می توان ایجاد کرد. شورا اگر ورود پیداکند، این ظرفیت و استعداد وجود دارد. در بقیه حوزه ها هم همین گونه است. در حوزه مسائل اجتماعی، در حوزه فرهنگی و آموزشی که هیچ وقت من ندیدم به آن شکل شورا وارد بشود. شما بدانید خوزستان در بحث آموزشی در میان استان های کشور ظاهرا ۲ استان مانده به آخر است. و دزفول در خوزستان جز آخرین هاست و این کار شورای شهر است که ورود کند.
آیا پتانسیل نیروی انسانی کم است؟ فضاهای آموزشی اندک است و چه مشکلی داریم؟ بحث پارکینگ وسایل حمل و نقل سنگین شهری دریک محوطه بسیار بزرگ که کلیه امکانات تعمیر، پنچرگیری، روغن تعویض کارواش و… کنار دست این ها باشد که دیگر در شهر تردد نکنند. و هم به آسفالت شهری با این گرانی قیمت آسفالت اسیب نزنند و هم برای شهروندان مزاحمت صوتی ایجاد نکنند. بحث فضای سبز را هم که به جرأت می توانم بگویم من بانی آن بودم ، که اگر همه سخنان من پخش نشود ممکن است شهروندان گله هم بکنند؛ زمانی که ما رفتیم پای طرح فضای سبز شهری، مراکز تخصصی مثل صفی آباد، باغ فدک و شرکت های رجایی و بهشتی را پای کار آوردیم، و با توجه به اینکه دزفول در تابستان تا ۷۰ درجه حرارت داشت، لذا دنبال درختانی بودیم که سایه گستر باشد ولی متاسفانه وقتی این گونه کنوکارپوس در استان خوزستان از سومالی وارد شد و دیدند که یک گونه وحشی است وهمین که اندک هوایی به آن بخورد بسیار رشد می کند، متاسفانه توجه ها روی این گونه رفت و تمام شهر را به این شکل درآوردند و هرچه آن موقع گفتیم کسی توجه نکرد. آن موقع برخی اعضای شورا از بیخ و بن با بحث فضای سبزشهری مشکل داشتند، در حالی که می بینیم در شهرهای دیگر در یک خیابان کوچک درختان سر به فلک کشیده از بالا به هم وصل می شوند وتونل سبز درست می کنند. ما تاکنون نتوانستیم فضای مطلوب شهری را برای شهر خود ایجاد کنیم که هم خنکی هوا و هم تسویه هوا ، مبارزه با ریزگردها و سایه اندازی از فواید آن است. ما آن موقع می خواستیم آنقدر تنوع درخت در دزفول داشته باشیم که خیابان های دزفول را با نام درختانش بشناسند. اما آن موقع روی یک گونه تمرکز شد و الان هم این رویه ادامه دارد که من احساس می کنم، اثرات زیست محیطی در پی داشته و باعث جذب حشرات ، دفع پرندگان مفید و… شده است. که اگر گونه های مفید خصوصا گونه های مثمر استفاده می شد می توانست فضای بهتری باشد.
علت بدهی های شهرداری چیست؟
ما اعتقاد داریم شهرداری ای که به محاکم قضایی کشیده نشود و بدهی بالا نیاورد معلوم است نمی خواهد خیلی کار کند. چون مناسبات شهرداری حتما با اینها مواجه می شود. بدهی در کل شهرداری های کشور امری بدیهی و طبیعی است. اما میزان بدهی مهم است. اینکه من یک سری کارها را راه نیاندازیم و کل بدهی های آن بار بر شهردار بعدی بشود که اینها بیایند فقط بدهی بپردازند و بروند. چون بعضی از مردم و برخی از کاندیداها هم نمی دانند عرض می کنم که شهرداری خودش باید درآمد کسب کند و یک ریال بودجه از جایی برایش نمی آید. آقای دوایی فر به من می گفت من ۱۵ رو اول را صرف تامین حقوق کارکنان و کارکران شهری می کنم و ۱۵ روز دوم ماه رااگر پولی جمع شود برای کارهای عمرانی و خدماتی شهر انجام می دهم الان هم وضع دزفول تغییر چندانی متاسفانه نکرده است. و شهرداری به صورت عمدتا غیرقانونی از نظر نیروی انسانی پهن شده است و این دست شهرداری را برای انجام کارهایش بسته است. لطفا درمورد هر کدام از این کلمات نظرتان را بگویید شهرداری دزفول: ظرفیت های فراوان
پروژه قائم: آیینه دق مردم و شوراها
پروژه طاووس: من همیشه به پروژه طاووس گفته ام چاله طاووس. فرصت بسیار استثنایی که از دست شهرداری خارج شده است و در اسرع وقت شورای اینده باید این را از ید کسایی که توانایی انجام این کار را ندارند خارج کند.
انقلاب گردشگری: کلمه ای که به خوبی گفته و پرداخته نشده است. یعنی پیوست های فرهنگی اجتماعی این هم باید تعریف شود. ما پارک های ساحلی را ساختیم اما چون پیوست های فرهنگی لازم دیده نشد متاسفانه بعضا به هرزه گردی افتادند و مردم ناراحتند. شما وقتی به سفر مشهد می روید کسی نمی گوید می خواهیم به شاندیز برویم. اول می گوییم می خواهیم به زیارت حضرت رضا (ع) برویم. بعد در کنار آن پارکهای آبی و… هم شرکت می کنند اما هدف اول آن است. اگر ما کاری می کردیم که این شهر اول با نام حضرت سبزقبا(ع) شناخته می شد و بعد از این فضاها هم استفاده می شد، هرزه گرد وارد این شهر نمی شد. حتی این ها مرغ و پفک و چیپس خود را هم از شهر خود می آورند و فقط آشغال خود را سر دست ما می گذارند. نیروی انتظامی و… ما را هم معطل می کنند. ما وقتی به شهردار می گفتیم پیوست فرهنگی تصور ایشان این بود که ما مثلا می خواهیم هیئت ها را ببریم علی کله سینه بزنند! پیوست فرهنگی یعنی اینکه وقتی شما یک پروژه ایجاد می کنید، آثار و توابع آن را هم بسنجید. مثلا شما پروژه روگذر فتح المبین را اجرا کرده اید، چه توابعی برای مغازه ها و منازل اطراف در نظر گرفته اید.
جریان انقلابی دزفول: به رغم توان و پتانسیل زیاد الان منفعل شده؛ البته دارد کارهایی صورت می گیرد. مشکل جریان انقلابی دزفول نخ تسبیحی است، که ندارد.
انتخابات ۱۴۰۰: انتخاباتی که می تواند ما را به اوج قله آرمانهای مان برساند یا خدای نکرده خدای نکرده کلی برای ما پسرفت ایجادکند. شاید به توان گفت حساس ترین انتخاباتی که در منطقه و حتی کل جهان می تواند اتفاق بیفتد،همین انتخابات پیش روی ماست.
به عنوان آخرین سوال بفرمایید که توصیه شما به کاندیداهای شورای شهر چیست؟
جیبی برای این کار ندوزند. خوشبختانه به رغم همه مشکلاتی که در شوراهای دزفول وجود داشته ، به جرأت می توام بگویم شوراهای دزفول جز پاک دست ترین شوراهای کشور هستند. آنهایی که می خواهید ۵۰میلیون ۱۰۰ میلیون برای این کار هزینه کنید، شمایی که می خواهی یک میلیارد خرج کنی؟ بعدا می خواهی جبران کنی؟ از کجا؟ همچین توانی در شهر برای شما وجود ندارد. ابتدا موضوعات و مشکلات را با ارتباط تنگاتنگ با مردم و مسئولین بشناسید تا بتوانید به خوبی برای شهر تصمیم بگیرید.
تشکر از آقای ریاضی عزیز برای شرکت در این گفتگو
منبع: بیدار دز


نظرات