رفتن به بالا

رصدخانه فرهنگی اجتماعی سلام دزفول

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • دوشنبه ۴ خرداد ۱۴۰۵
  • الإثنين ۸ ذو الحجة ۱۴۴۷
  • 2026 Monday 25 May
  • چهارشنبه 6 اسفند 1399 - 15:06
  • کد خبر : 1738
  • مشاهده : 665 بازدید
  • پیشخوان
  • چاپ خبر : دلنوشته ای در وصف عارف واصل شهید سیدهبت اله فرج الهی
به مناسبت سالروز شهادت عارف واصل شهید سیدهبت اله فرج الهی

دلنوشته ای در وصف عارف واصل شهید سیدهبت اله فرج الهی

به گزارش سلام‌دزفول: از هیاهوی شهر گریزان میشویسر به سوی صحرا و بیابان مینهیشاید گمشده ات را بیابیکنارش بنشینی و ساعت ها برایش از دردهای ناگفته ات بگوییدست هایت را بر دست هایش بگذاری و پلک ها را روی هم و تن خسته ات را به دست نسیم بهاری بسپاری و با بوی دل انگیز […]

به یاد عارف شهید سید هبت الله فرج الهی – پایگاه فرهنگی رایحه

به گزارش سلام‌دزفول: از هیاهوی شهر گریزان میشوی
سر به سوی صحرا و بیابان مینهی
شاید گمشده ات را بیابی
کنارش بنشینی و ساعت ها برایش از دردهای ناگفته ات بگویی
دست هایت را بر دست هایش بگذاری و پلک ها را روی هم و تن خسته ات را به دست نسیم بهاری بسپاری و با بوی دل انگیز گلهای بهار جانت را سیراب کنی…

وزش نسیم موهای پریشانت را به رقص میگیرد و کشتی خیالت را در دریای خاطرات و آرزوها سیر میدهد.

در دریایی از خاطرات که هرچه دور تا دورش را چشم میچرخانی ساحلی نمی یابی.

از دور سیاهی ای میبینی، دست ها را سایبان چشم ها میکنی،چشم ها را به نقطه میدوزی اول فکر میکنی سیاهه ی خشکی را دیده ای،
اما خوب که نگاه میکنی، آهبت را میبینی که سوار بر بلم به سوی تو می آید…

کم کم موج های ریز اطراف بلم متوجه ات میکند که نزدیکت شده است،
سر را بالا میکنی،بوی خوش عطر دو نخل و قامت رعنای آهبت و شال سیاهش…

حالا دیگر بلم به پاهای تو چسبیده و آهبت دست دراز کرده و منتظر است تا دست های سردت را در دست گرفته و تو را با خود به سفر عشق ببرد

سفری که دیگر با ناخدایی آهبت است و بلمش…
تو را جلوی بلمش جا داده و خودش انتهای بلم می نشیند…
مثل همیشه سرش پایین است و آرام آرام پارو میزند.
و بلم را به سمتی که برایت ناشناخته است حرکت میدهد.

تو سکوت کرده ای و منتظر کلام آهبتی

کلامی که برای تو به سان نوشدارویی گوارا برای رنج ها و آلامت شده…

منتظری تا جان مطلب را از آهبت بگیری

و او همچنان ساکت است.
تنها آهنگی که میان تو و آهبت شنیده میشود صدای شکافتن آب و پاروی آهبت است.
دوباره چشم ها را بسته ای که میشنوی
بسم الله الرحمن الرحیم…
….
…..
……
و تو با تمام وجود همه وجودت را در گوشهایت خلاصه کرده ای و گوشها را به آهبت عاریه داده ای….

وقتی به خود می آیی و چشم باز میکنی که میبینی نه از دریا خبری است نه از بلم و نه آهبت…
هنوز عطر خوش دو نخلش سرمستت کرده و گفتنی های آهبت است که در سرت میچرخد
گرامی باد یاد و خاطره عارف واصل شهید سیدهبت اله فرج الهی تاریخ شهادت 1365/12/06
✍️ علمدار 57

اخبار مرتبط