رفتن به بالا

رصدخانه فرهنگی اجتماعی سلام دزفول

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۵ خرداد ۱۴۰۵
  • الثلاثاء ۹ ذو الحجة ۱۴۴۷
  • 2026 Tuesday 26 May
  • یکشنبه 8 مهر 1403 - 11:00
  • کد خبر : 4398
  • مشاهده : 183 بازدید
  • پیشخوان » خبر 3
  • چاپ خبر : عیب و هنر ما دزفولی ها از منظر جلال آل احمد

بسم الله الرحم الرحیم جلال آل احمد نویسنده و روشنفکر مشهور ،در دهه30 شمسی،سفری به دزفول نمود. او با ذهن جوّال و چشم بینای خود گردش در شهر را آغاز می نماید.بعد از بررسی و کنکاش در شهر متوجه دو خصیصه در دزفول می شود که هر دو اعجاب آور و در عین حال متضادند:اول […]

بسم الله الرحم الرحیم

جلال آل احمد نویسنده و روشنفکر مشهور ،در دهه30 شمسی،سفری به دزفول نمود. او با ذهن جوّال و چشم بینای خود گردش در شهر را آغاز می نماید.
بعد از بررسی و کنکاش در شهر متوجه دو خصیصه در دزفول می شود که هر دو اعجاب آور و در عین حال متضادند:
اول چیزی که در کوچه پس کوچه های دزفول او را شگفت زده می کند معماری فاخر ، نجیب و سبک شهرسازی است؛ معماری و آجر کاری های زیبا و هندسه چینش آجرها توسط استادان آجرکار دزفول، چشم این مرد جهان دیده را خیره می نماید و موجب اعجابش می شود ولی همین مرد مجرّب و جهان دیده وقتی از کنار تنها پل رودخانه خروشان دز سرازیر شده تا ساحل رودخانه و غرش تافای رعنا و چشمه های پل باستانی را به تماشا بنشیند چیزی را مشاهده نمود که دل او را ریش کرده و تاسف او را بر می انگیزد!
آری از کار افتادن ده ها آسیاب آبی، جلال اهل قلم را بسیار متاثر و متاسف کرد.
به چه دلیل سازه های آبی کم نظیری که قرن ها طحانیان این دیار آرد و نان مردم منطقه را از این آسیابها تهیه‌ کرده اند اینک راکد و ساکت و سوت و کور مانده اند؟!
جلال حیرت خود را از این انفعال دردآور و معما گونه دزفولی ها در کتاب معروف خود «غربزدگی» به یادگار گذاشته و ضمن ستایش از زیبایی و ظرافت معماری دزفول، این شهر را یکی از قربانیان غربزدگی می داند و می نویسد «تنها در دزفول با همه آجر کاریهای زیبایش و شهرسازی نمونه اش نزدیک به صد آسیاب را دیدم که همه خوابیده بودند» / غرب زدگی / جلال آل احمد/ ص99
جالب توجه اینجاست که این روشنفکر دور اندیش حسن و قبح دزفول را در یک جمله آورده است، در حالی که معتقد است دزفول دارای مهندسان و معماران با هوش و توانایی بوده است اما مردم را میراث داران خوبی نمی داند چون در مقابل هجمه صنایع غربی تمام میراث و تجارب چندین قرن آباء و اجداد خود را وا نهاده و بدست خود آنان را تخریب و تعطیل نموده اند.
به عبارت دیگر دزفول از نظر جلال در مقابل استعمار حالت «استسباع» داشته است.
حالت استسباع در برخی از پرندگان و جانوران وقتی بوجود می آید که دشمنِ قوی را در مقابل و نزدیک خود می بیند لذا در مواجهه با دشمن، قوه عاقله و مدبّره خود را از دست می دهد و ساکن و بی تحرک می ماند تا دشمن او را شکار نماید.
حالت دزفول در موقع ورود برق و ماشین و صنعت به دزفول حالت پرنده ای را دارد که در مقابل مار، قوه عاقله اش از کار افتاد و تسلیم محض شد در حالی که می توانست تمام صنایع ریسندگی و بافندگی و معماری و مهندسی و میراث صنعتی و معماری خود را بروز رسانی کرده و خود را با صنعت جدید وفق دهد چنانکه صنعت کاران اصفهانی و بافندگان یزد و کاشان کردند و صنایع سنتی خود را با همان سبک سابق ماشینی کردند.
چرا از صداقت جلال برنجیم چرا باید از راست رنجید؟! جلال آل احمد خوب قضاوت کرده است. ما به تاریخ و تجربه های اجداد و نیاکانمان وفاداری نکردیم؛ ما دزفولیها دست کم 200 شغل و صنعت عالی داشته ایم و همه را از دست داده ایم در حالی می توانستیم آنها را به کارگاه و کارخانه تولیدی و دانش بنیان تبدیل نماییم چنانکه الان در سراسر ایران هزاران کارگاه دانش بنیان مشغول تولیدند. ولی تنها شغلی که سکه رایج دزفول است هایپر داری و نابود سازی هزاران مشاغل خُرد و تخریب مزارع و باغ ها و تبدیل آن ها به محلی برای عیش و عشرت بعضا افراد ولگردی بنام گردشگر از این شهر و آن شهر … یعنی عین بی هنری و بی عرضگی !!
بله… اگر عقلای دزفول و فرهیختگان ما دور اندیشی جلال آل احمد را داشتند بسیاری از آسیاب ها و بهترین صنایع را از دست نمی دادیم.
آری آنقدر که غربزدگی و خود کم بینی در مقابل مدرنیته، شهر ما را دگرگون نموده بعید است زلزله هفت ریشتری توان چنین ویرانگری را داشته باشد.

منصور کیانی

اخبار مرتبط