روشنفکران دینی؛ سد محکمی در برابر روشنفکران غرب گرا
بزرگترین خدمت مصلحین دینی به جوامع، جلوگیری از انحرافات فکری، افراطیگری و یا تفکرات التقاطی است .تداوم و استمرار مکتب اسلام و بالاخص مکتب شیعه تاکنون، مدیون فداکاریها و تلاشهای مخلصانه مصلحان و عالمان دین مبین اسلام بوده است. اگر این مصلحان و عالمان نبودند قطعاً همه مجاهدتهای نبی مکرم اسلام(ص) و اوصیای او با […]
بزرگترین خدمت مصلحین دینی به جوامع، جلوگیری از انحرافات فکری، افراطیگری و یا تفکرات التقاطی است .
تداوم و استمرار مکتب اسلام و بالاخص مکتب شیعه تاکنون، مدیون فداکاریها و تلاشهای مخلصانه مصلحان و عالمان دین مبین اسلام بوده است. اگر این مصلحان و عالمان نبودند قطعاً همه مجاهدتهای نبی مکرم اسلام(ص) و اوصیای او با زر و زور و تزویر امثال بنیامیه به هدر می رفت.
همچنین الگوی همه عالمان و مصلحان دینی، پیامبر مکرم اسلام(ص) و امیرمومنان و ائمه اطهار (علیهم السلام) بوده است، زیرا آنها نسبت به مقتضیات زمان خود هر کدام الگویی را ترسیم نمودند که پیروان بتوانند راه را از بیراهه به خوبی تشخیص دهند !
وقتی نهضت رنسانس در غرب، که حرکتی معترضانه به کلیسای کاتولیک بود به ثمر نشست، دستاوردی به نام روشنفکری را به جامعه ارائه نمود که ارکان آن عبارت بودند از:
عقل گرایی؛ تجددگرایی؛ آزادی! منظور آنها از عقل گرایی، محدود بود به عقل معاش یا عقل محاسبه گر. یعنی عقلی که هزینه و فایده دنیوی را به خوبی می فهمد و معنویات و آخرت گرایی را از عقلگرایی تفکیک میکند! همچنین تجددگرایی یا مدرنیسم برای این نوع از روشنفکران، به معنای نوگرایی صرف نبود، بلکه سبکی از زندگی تعریف شد که باید در آن، سنتها پایکوب میشدند و ارزشهای عصری و امروزی جای سنت ها را می گرفت!
و اما، معنای آزادی برای آنها عبارت بود از آزادیهای اخلاقی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی! به عبارت دیگر نباید هیچ موضوعی مانند دین یا سنتها مانعی در مسائل فوق بالاخص در اخلاق و اقتصاد پدید آورند! آنها حلال و حرام را مانعی برای آزادی اعلام نمودند!
در عصر قاجار، وقتی تفکرات روشنفکری غربی در لایههایی از خواص فرنگ رفته رسوخ کرد و از سوی دیگر حمایت سفارتهای روس و انگلیس نسبت به این روشنفکران برملا شد، برخی از علمای مصلح در آن عصر، مانند سید جمال الدین اسدآبادی، جریانی را پایه گذاری نمودند که بعدها آن جریان، روشنفکری دینی خوانده شد. این جریان سد محکمی شد در مقابل انحرافات روشنفکران غرب گرا !
جلال آل احمد، شریعتی، باهنر، مفتح، مطهری، بهشتی، صفایی حائری، چمران، آوینی و بسیاری دیگر، ادامه همان جریانی هستند که پایه گذار آن سید جمال الدین اسد آبادی بود.
اگرچه این افراد به حیث نظری و یا گرایش علمی با هم متفاوت بودند، اما به دلایل جریانی، باید آنها را در یک صف قرار داد زیرا ریشههای اعتقادی آنها از یک چشمه سیراب می شود!
با پیدایش انقلاب اسلامی و پر شدن اتمسفر فضای کشور از شعائر دینی، برخی فرصتطلبان روشنفکرنما موفق شدند تا خود را در صفوف روشنفکران دینی قرار دهند، تا از غنائم این پیروزی بهره مند گردند!
امروز که پردهها، با مشیت الهی کنار رفته است و چهرهها معلوم شدهاند و تردیدها به یقین مبدل شده، چرا هنوز برخی از سادهدلان، فریب لفاظیهای دین مآبانه آنها را می خورند؟
کسانی مانند عبدالکریم سروش، با چه زبانی بگویند که ریشه ای در اسلام ندارند، وقتی منکر وحی به پیامبر اسلام(ص) شده و می گوید: آیات قرآن بر آمده از ذهن پیامبر است!
یا چطور به خود حق میدهد که وفاداران به وطن را به دلیل همکاری با جمهوری اسلامی سرزنش کند در حالیکه، کعبه آمالش آمریکاست و هم اکنون تحت حمایت دولت و سازمانهای دولتی آمریکا به بهترین وجه، امرار معاش می کند!
سخن آخر آنکه:
این ایام متعلق است به دو شخصیت بزرگ و متفکر دینی است که نقش بسزایی در انقلاب اسلامی ایفا نمودند: دکتر علی شریعتی و دکتر مصطفی چمران!
دو شخصیت که همانند دو سد محکم در مقابل روشنفکرانغربگرا یا به قول جلال آل احمد، روشنفکرانغربزده ایستادند تا پوچی تفکرات آنها را افشا کنند!
اعتقاد من این است که در گلستان محمدی یعنی باغی که پیامبر اکرم (ص) آن را تاسیس نموده است، درختان و گلهای متفاوت با میوه های رنگارنگ و عطر و طعم گوناگون کاشته شده است که این دو بزرگوار و دیگر علما و خدمتگزاران راستین اسلام، علیرغم وجود برخی انتقادات، منتقدان و تفاوت ها در آراء و عملکرد، درختانی از آن باغ هستند که این روزها، روزهای شکوفه زدن آنهاست!
کاش جامعه ما و بالاخص قشر جوان از هر جریان و تفکری، این بزرگان را ارج نهند و قدر آنها بدانند.
خدایا! آنها را بر ضیافت و خوان نعمت نبوی(ص) و علوی (ع) مهمان فرما. آمین!
والعاقبة للمتقین
قدرت الله متین
1402/3/31


نظرات