رفتن به بالا

رصدخانه فرهنگی اجتماعی سلام دزفول

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • چهارشنبه ۶ خرداد ۱۴۰۵
  • الأربعاء ۱۰ ذو الحجة ۱۴۴۷
  • 2026 Wednesday 27 May
  • سه شنبه 7 تیر 1401 - 00:50
  • کد خبر : 3026
  • مشاهده : 275 بازدید
  • بلاگ » پیشخوان
  • چاپ خبر : شهید بهشتی؛ شخصیتی دولت ساز و تمدن محور!
به مناسبت سالروز شهادت شهید بهشتی

شهید بهشتی؛ شخصیتی دولت ساز و تمدن محور!

شعاری که بعد از شهادت شهید بهشتی و ۷۲ تن از یارانش در حزب جمهوری اسلامی از سوی مردم سر داده می‌شد این بود: ایران پر از بهشتیه دشمن در چه فکریه!  اگر چه شعار فوق می تواند نوعی عملیات روانی در مقابل دشمن باشد تا باعث سردرگمی او و قوت قلب مردم گردد و […]

شعاری که بعد از شهادت شهید بهشتی و ۷۲ تن از یارانش در حزب جمهوری اسلامی از سوی مردم سر داده می‌شد این بود: ایران پر از بهشتیه دشمن در چه فکریه!

 اگر چه شعار فوق می تواند نوعی عملیات روانی در مقابل دشمن باشد تا باعث سردرگمی او و قوت قلب مردم گردد و قطعا طرح این شعار در آن زمان که مهمترین مسئولان کشوری و در رأس آنها شهید والامقام بهشتی که جزء مهم‌ترین بازوان رهبری به حساب می‌آمدند ظرف چند دقیقه به جزغال تبدیل شدند، شعاری به جا و دشمن شکن محسوب می شد اما امروز پس از گذشت چند دهه از آن واقعه تلخ، ناگوار و جبران ناپذیر باید با صراحت بگوئیم که نه تنها ایران بلکه هیچ کشوری در یک برهه زمانی نمی تواند صاحب چند شخصیت شبیه به شهید بهشتی باشد!

 به عبارت دیگر شاید مادر گیتی هر از چند قرنی بتواند یک بهشتی را بزاید؛ آن هم زمانی که یک خمینی بذر یک نهضت را کاشته باشد! اثبات این ادعا امروز پس از گذشت چهار دهه، کار چندان سخت و دشواری نیست زیرا به هزار و یک دلیل می‌توان این گزاره را به محک امتحان گذاشت؟

 قطعاً بزرگان و صاحب‌نظرانی که با شخصیت کاریزمای شهید بهشتی آشنایی دارند این ادعا را تائید می کنند اما مخاطب سخنم با آن جوانانی است که شهید بهشتی را در آن فضای پر از هیجان و بی ثبات پس از پیروزی انقلاب اسلامی درک نکرده‌اند و طی این سالها به جز مختصری آن هم در ایام هفتم تیر یادی از او نشده است تا شناخت از این شخصیت نادر و بی همتا برای علاقمندان جوان عمیق تر گردد. در این مقال کوتاه سعی می‌کنم تا از نوشته‌های کلیشه‌ای و تکراری پرهیز کنم و یادآور نکاتی باشم که نه تنها نیاز فکری امروز ماست بلکه نشانگر قدردانی ما از مفاخری باشد که خلاء آنها در این آشفتگی‌های سیاسی و مدیریتی کلان کشور به شدت احساس می شود!

من نمیخواستم در این یادداشت مختصر به تفکرات او اشاره نمایم زیرا مطالب بسیار است ولی در میانه راه نتوانستم از این مهم به راحتی بگذرم لذا در حد چند سطر توضیحاتی را تقدیم می کنم.

دو جمله مهم از شهید بهشتی برجسته شده است. نخست این جمله «ما راست قامتان جاودانه تاریخ خواهیم ماند!» جمله دوم که در امر مدیریت بسیار راهبردی است چنین است: «ما شیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت!»

جمله دوم در واقع پاسخ جمله اول است. وقتی فریاد می زند ما راست قامتان! این پرسش به ذهن می‌رسد که راست قامتان در مقابل چه چیزی یا چه کسی؟

 پرواضح است که این سخن در اوایل پیروزی انقلاب هدفش راست قامت بودن در مقابل استکبار جهانی است! راست قامت در مقابل وسوسه های شیطانی و راست قامت بودن در مقابل قدرت، ثروت و زندگی اشرافی است!

اما چگونه می‌خواهد در مقابل این همه مظاهر شیطانی راست قامت بماند؟!

راهکار شهید بهشتی برای راست قامت بودن شیفتگی به خدمت برای مردم با همان سبک و سیاق رسول الله(ص)، امیر مومنان(ع) و همه ائمه هدی (ع) است! راهکار شهید بهشتی نفی تشنگی قدرت است. زیرا می‌داند که تشنگی قدرت و تشنگی ثروت به زندگی اشرافی ختم می گردد.

او در این راستا تعریف تازه ای از تقوا و پرهیزکاری را ارائه می‌دهد.

 می‌گوید: تقوا یعنی ضدغفلت و بی خبری از حضور در محضر الهی!

 و در جای دیگر جمله عجیبی را بیان می‌کند و می‌گوید: هنر تعالی بخش، هنری است که کمک کند انسان از زباله‌دان زندگی منحصر در اوج مصرف (اشرافیت) بالا بیاید و معراج انسانیت را با سرعت بیشتری در نوردد. هرچه درباره نوشته ها و گفته های این شهید والامقام بیشتر بررسی و مطالعه کردم بیشتر به عمق شیفتگی او برای خدمت به مردم رسیدم!

 او می‌گوید: شهادت در راه آرمان الهی معشوق ماست! آیا شنیده‌ای عاشقی را از معشوقش بترسانند؟ به نظر من او شهادت را حق مسلم خود می دانست زیرا در یکی از گفته‌هایش تاکید نموده بود که هر لحظه منتظر گلوله است تا او را به شهادت برساند!

 تصور من این است همانگونه که حضرت اباعبدالله الحسین (ع) شهادت خود را برای بقای اسلام ضروری می دانست؛ شهید بهشتی نیز به این امر اعتقاد داشت و شهادت خود را برای بقای انقلاب اسلامی امری ضروری می دانست!

 شاید شباهت عجیب واقعه هفتم تیر با واقعه کربلا، همین اعتقادی بود که شهید بهشتی را به شخصیتی راست قامت تبدیل نمود تا جاودانه تاریخ بماند.

 اینک به همان ادعایی می‌پردازم که در فرازهای آغازین یادداشتم عرض نمودم! همان ادعایی که گفته بودم مادر گیتی شاید هر از چند قرنی یک بهشتی بزاید!

خدا را شکر می‌کنم که یک دانشمند جامعه شناس بیگانه از دانشگاه هاروارد به نام خانم اسکاچ پل اعتراف کرده است: شهید بهشتی سازمان دهنده‌ای قدرتمند و دولت سازی بود که می توانست امکانات مناسب را برای پیروزی انقلاب فراهم کند.

 کسانی که با واژه هایی مانند دولت سازی آشنایی دارند متوجه می‌شوند که هیچ دانشمند جامعه شناسی حاضر نیست اصطلاح دولت ساز را به هر کسی نسبت دهد زیرا در ادبیات سیاسی جهان بالاخص مغرب زمین، ساخت دولت چه از حیث کمّی و چه از حیث کیفی با ساخت حکومت متفاوت است و به زعم آنها عالی‌ترین شکل حکومت‌ها، دولت سازی است! آنها دولت سازی را مقدمه تمدن سازی میدانند.

 پروفسور اسکاچ پول اعتراف می‌کند، شهید بهشتی یک دولت ساز است و این نشان می‌دهد که تا چه حد این شخصیت انقلابی مورد دقت و مطالعه قرار گرفته است!

لذا بی دلیل نیست که استکبار جهانی، همه همت خود را معطوف به ترور این بزرگ مرد، که برجسته‌ترین شاگرد وفادار حضرت امام(ره) بود قرار می دهد!

 زیرا می‌دانستند که دولت سازان قادر به تمدن سازی هستند!

 بنابراین ترور ناجوانمردانه شهید بهشتی و یاران او را باید ترور دولت‌سازان و تمدن‌سازانی دانست که می‌توانستند در ساخت تمدنی نو با هویت ایرانی اسلامی اثرات شگرفی داشته باشند. اگرچه شالوده‌ی این تمدن با انقلاب اسلامی بنیان نهاده شده بود و در تقدیر الهی، مردانی دیگر بالاخره این مأموریت را به سرانجام خواهند رساند!

 ضربه دیگری که استکبار جهانی با این عملیات تروریستی بر پیکر انقلاب نوپای اسلامی وارد نمود، زمینه‌سازی برای ورود فرصت‌طلبان به بدنه نظام سیاسی بود!

 هر گاه خلا و شکافی در این سطح عالی از یک نظام سیاسی پدید می آید، بی تردید روزنه‌ای برای فرصت طلبان پدید خواهد آمد تا در سطوح عالی کشور نفوذ کنند و از آنجایی که توانایی این افراد در مدیریت کشور بسیار ضعیف است تلاش می‌کنند برای حفظ خود اقدام به باندسازی نموده و آن جایگاه را با حمایت آشکار و نهان باند خود حفاظت نمایند تا چرخه منافع خود را در طول زمان تضمین نمایند!

لذا نه تنها در امور جاری مردم، خلل وارد می کنند بلکه در روند تمدن سازی به تهدیدی جدی تبدیل می شوند! نتایج حاصل از عملکرد فرصت‌طلبان برخلاف تمدن سازان منجر به آشفتگی‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی خواهد شد که جبران این آشفتگی ها از توان و حوصله مردم به سختی امکان پذیر است. الا ما رحم ربی!

 اما به غیر از خصیصه و توان دولت سازی و تمدن سازی، آنچه شهید بهشتی را برجسته می نمود و او را محور هر حرکتی قرار می‌داد سعه صدر و بصیرت بی نظیر او بود. سعه صدر در مقابل دشمنان بی وجدان و برخی دوستان بی انصاف که تواضع او را نشانه ضعف و ناتوانی می دیدند و نمی فهمیدند که سعه صدر او  از بصیرت بی‌نظیرش ناشی می شود!

او می‌دانست کجا باید سکوت کند تا هدف والایش که تحقق آرمان‌های انقلاب بود آسیب نبیند و کجا باید فریاد کند تا عامل ضد غفلت و بی خبری یعنی هوشیاری در محضر الهی باشد!

او بر شخصیت انسانی خود مالکیت و غلبه داشت و آن را موجودیت طبیعی دور نموده بود، لذا هرگاه ناسزا ها و تمجیدها، مرگ ها و درودها به منطقه شخصیتی او می رسیدند، بی اثر می شدند؛ زیرا او از شایستگی‌های ظاهری مانند مقامات یا ظواهر دنیوی پا فراتر نهاده بود و به بایستگی های روحی و معنوی دست یافته بود.

 آدمی در عالم خاکی نمی آید به دست    عالمی دیگر بباید ساخت و ز نو آدمی «حافظ»

 به همین دلیل او محور وحدت نیروهای وفادار به خط امام (ره) شده بود و همه نیروها علیرغم تفاوت در سلایق و تفکرات متفاوت با شهید بهشتی، در اینکه او منادی وحدت در نظر و در عمل است شک و تردید نداشتند.

او حزب جمهوری اسلامی را برای همه گروه های سیاسی وفادار به خط امام، به مرکزی برای هم اندیشی و هماهنگی تبدیل نموده بود تا در مقابل گروه های ضد انقلاب محور مقاومت باشند.

تا روزی که حزب جمهوری اسلامی بود، تضاد میان نیروهای انقلاب اسلامی بسیار ناچیز بود بطوریکه هرگز به شکافی تا حد خیانت به آرمان‌های انقلاب اسلامی نرسید!

او حزب جمهوری اسلامی را یک سازوکار برای وحدت همه نیروهای انقلاب اسلامی برمی‌شمارد و برخلاف سایر احزاب و گروه‌های سیاسی که تحزب را نردبانی برای کسب قدرت می دانند؛ هرگز تمایلی به قدرت طلبی نشان نمیداد!

او در اوج قدرت حزب، از ریاست جمهوری شهید رجایی دفاع نمود که عضویتی در حزب نداشت.

 اگر به شخصیت‌هایی که در هفتم تیر در تالار حزب جمهوری اسلامی شهید شدند توجه فرمایید خواهید پرسید: این افراد با سلایق متفاوت و تفکرات متضاد چه تناسبی با هم دارند که همه در کنار هم به درجه رفیع شهادت نائل آمدند؟

آری! شهید بهشتی همان اعجوبه کاریزمایی بود که تا بود افراد متضاد را با جاذبه بی نظیر خود به منظور دفاع از منافع ملی تجمیع و به قول حکما، جمع میان اضداد می نمود!

آیا هنوز بر این باور باید بود که ایران پر از بهشتیه!

قدرت اله متین

1401/04/04

اخبار مرتبط