رفتن به بالا

رصدخانه فرهنگی اجتماعی سلام دزفول

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • چهارشنبه ۶ خرداد ۱۴۰۵
  • الأربعاء ۱۰ ذو الحجة ۱۴۴۷
  • 2026 Wednesday 27 May
  • یکشنبه 5 دی 1400 - 14:08
  • کد خبر : 2648
  • مشاهده : 458 بازدید
  • پیشخوان » خبر 4
  • چاپ خبر : پزشکی که بیش از چهل سال فداکاری و ایثار کرد
بمناسبت چهارمین سالگرد وفات پزشکِ اهل فیلیپین

پزشکی که بیش از چهل سال فداکاری و ایثار کرد

پزشکِ اهل فیلیپین…درست در زمان جنگ تحمیلی کشورش را برای کمک های بشر دوستانه به همراه عده ای از پزشکان خارجی دیگر کشورها به مقصد ایران و شهر دزفول ترک کرد.او در آن سال ها دکتر جوانی بود که قدم در راه عشق و ایثار نهاد و در دل آتش به مداوای مجروحان و زیر […]

پزشکِ اهل فیلیپین…
درست در زمان جنگ تحمیلی کشورش را برای کمک های بشر دوستانه به همراه عده ای از پزشکان خارجی دیگر کشورها به مقصد ایران و شهر دزفول ترک کرد.
او در آن سال ها دکتر جوانی بود که قدم در راه عشق و ایثار نهاد و در دل آتش به مداوای مجروحان و زیر آوار ماندگان جنگ تحمیلی پرداخت.
دکتر باتارا سندی از اسناد بازگو نشده هجوم حملات بی امان دشمن بعثی به شهر بی دفاع دزفول بود.
بارها دیده بودمش و با او همکلام شدم.
متین و آرام با ته لهجه فیلیپینی و نوع خاص بستن روسری که در شهرمان تک بود و مختص کشور فیلیپین…
شاید روزها و ساعت ها و ماهها ووو…با خودم فکر کردم و زیر لب گفتم: چه صحنه هایی را از زخم و داغِ زنان و کودکان و مردان این شهر دید که بعد از تمام شدن تعهد کاری اش و پایان جنگ تحمیلی، ماندن در شهر دزفول را برای همیشه برگزید!!!…
به راستی او چه دیده بود؟…
چه اتفاقی در روح و جانش او را به نام مقاومت دزفول و مردمانش پیوند داد؟!
کدامین نگاه؟!
با چشم خودم دیدم به نام #دزفول حساس بود…
آن دزفولی که هشت سال مقاومت کرد و موشک های رژیم بعث را به زانو درآورد و مردمش شهر را ترک نکردند و زندگی در ان جریان داشت.

عکس دکتر اورارا باتارا در سنین میانسالی

اما…

خانم دکتر باتارا…می دانم اکنون در جوار حق ماوا گرفته ای راز دلت را هیچگاه به ما نگفتی که پس از التهاب روزهای زخم خورده #دزفول با خود چه عهد عارفانه و عاشقانه ای بستی که تا آخرین لحظه جان دادنت این مردم و این شهر را ترک نکردی و ماندی و جاودانه شدی!…
شاید با پرواز هر شهیدی در خلوت خود گریستی و با هر مجروح زیر آوار مانده ای که به زندگی برگشت لبخند زدی….
شاید پس از درمان هر زخم، دلت آسمانی شد و با خدای خویش راز و نیازی از جنس صبر خواندی…
شاید…
شاید…
شاید…

۴ دی ماه ۱۴۰۰_ سیده رقیه آذرنگ

پ.ن: مردم دزفول به پاس ۴۲ سال فداکاری و ایثار این پزشک متعهد، پس از وفاتش او را در کنار شهدای حملات موشکی دزفول در گلزار شهیدآباد این شهر به خاک سپردند.

اخبار مرتبط