- جمعه 13 شهریور 1405 - 22:26
- کد خبر : 5530
- مشاهده : 4 بازدید
- خبر 2 » ستارگان شهر دزفول

از مسجد ملاحاجی تا آسمان شهادت؛ روایت دلاورمردی خلبان شهید مجتبی باقری
شهید والامقام، خلبان مجتبی باقری، از دوران کودکی، نوجوانی و جوانی، عضو جلسات قرائت قرآن مسجد ملاحاجی (مقداد) بود. جوانی مؤمن، خوشاخلاق، متدین، ولایتمدار و دلاورمردی که بارها تا شهادت، تنها چند قدم فاصله داشت؛ اما نهتنها عقبنشینی نکرد، بلکه به استقبال شهادت رفت. خودش میگفت: «عدهای از همدورهایهایم بهخاطر خطرات فراوان، از این شغل […]
شهید والامقام، خلبان مجتبی باقری، از دوران کودکی، نوجوانی و جوانی، عضو جلسات قرائت قرآن مسجد ملاحاجی (مقداد) بود.
جوانی مؤمن، خوشاخلاق، متدین، ولایتمدار و دلاورمردی که بارها تا شهادت، تنها چند قدم فاصله داشت؛ اما نهتنها عقبنشینی نکرد، بلکه به استقبال شهادت رفت. خودش میگفت: «عدهای از همدورهایهایم بهخاطر خطرات فراوان، از این شغل استعفا دادهاند.»
مدتی پیش از شهادتش، در مسجد ملاحاجی (مقداد)، پس از پایان جلسه، به من گفت: «چندین بار رفقایم در کنارم به شهادت رسیدند و پیکر قطعهقطعهشدهشان را از زمین بلند کردم و تا شهادت فاصله بسیار کمی داشتم.»
سپس فیلمهای هدایت پهپادهای انتحاری را به من نشان داد و گفت: «در حمله هوایی با جنگنده F-5 به پایگاه آمریکایی در یکی از کشورهای عربی، با ارتفاع پایین پرواز کردم تا رادار دشمن ما را شناسایی نکند.»
در ظاهر، این بنده حقیر، در مقطع جوانان، مسئول جلسه او بودم؛ اما در واقع، او معلم و مسئول جلسه من بود؛ چراکه او مرد میدان و عمل بود و من اهل حرف و ادعا.
مجتبی باقری با شهادتش به من ثابت کرد که فرسنگها با من فاصله دارد و من باید درسهای فراوانی از او بیاموزم.
او نخبهای بود که با وجود آنکه سن چندانی نداشت و تنها دو سال از استخدامش در ارتش میگذشت، مأموریتهای دشواری را، با توجه به تخصصی که داشت، به او محول میکردند.
ایشان کمتر از یک سال بود که ازدواج کرده بود و سرانجام به آرزوی خود، که لقاءالله بود، رسید و بر قله انسانیت و عزت ایستاد.
امین جیلک


نظرات