رفتن به بالا

رصدخانه فرهنگی اجتماعی سلام دزفول

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • دوشنبه ۴ خرداد ۱۴۰۵
  • الإثنين ۸ ذو الحجة ۱۴۴۷
  • 2026 Monday 25 May
  • یکشنبه 21 اردیبهشت 1404 - 08:41
  • کد خبر : 4805
  • مشاهده : 164 بازدید
  • خبر 4
  • چاپ خبر : سید محمد خاتمی و دین رحمانی!
به بهانه مرگ پاپ

سید محمد خاتمی و دین رحمانی!

در سال 2005، پاپ ژان پل دوم درگذشت و بعد از کلی تلاش کاردینال ها بالاخره دود سفید از دودکش کلیسای واتیکان بیرون آمد و “بندیکت شانزدهم” به سِمَت قدّیس اعظم که همان پاپ باشد بر گزیده شد.بندیکت شانزدهم که به محافظه کاری و تعصب بر اصول کلیسا شهرت داشت در مقابل موج نارضایتی عامّه […]

در سال 2005، پاپ ژان پل دوم درگذشت و بعد از کلی تلاش کاردینال ها بالاخره دود سفید از دودکش کلیسای واتیکان بیرون آمد و “بندیکت شانزدهم” به سِمَت قدّیس اعظم که همان پاپ باشد بر گزیده شد.
بندیکت شانزدهم که به محافظه کاری و تعصب بر اصول کلیسا شهرت داشت در مقابل موج نارضایتی عامّه مسیحیان از فساد اخلاقی و فحشای پی در پی کشیشان ،تاب مقاومت نیاورد و با وجود عذر خواهی چند باره، ناتوان از مهار فساد و فحشای کلیسا، مجبور به استعفا شد تا بعد از 600 سال اولین پاپی باشد که بدون دخالت عزرائیل از سریر ریاست مسیحیت به پائین می آید.
ساکنان کلیسای کاتولیک در اوج بهت و حیرت و شرمندگی، استعفای پاپ را پذیرفتند و در سال 2013 آقای “فرانسیس” را به عنوان پاپ برگزیدند. فرانسیس راه و چاره مبارزه با فحشای کشیشان را دریافته بود و آن سالبه به انتفای موضوع بود! یعنی پاک کردن صورت مسئله!
به نظر او وقتی کلیسا کشیشان را از انتخاب همسر و فرزند محروم نموده انحراف جنسی کلیسا امری طبیعی است لذا طی فتوایی نادر گفت:« من مانع ازدواج همجنس بازانی که خود داوطلب ازدواج باشند نمی شوم.!» و دستور داد حتی کلیسا باید دعای “برکت” را برای مزدوجین همجنس باز قرائت نموده تا با دعای خیر کشیشان به خانه بخت روند! ۱)
تایید ازدواج همجنس بازان توسط پاپ فرانسیس خشم متدینین مسیحی را به همراه داشت چرا که هیچ یک از اناجیل اربعه ازدواج همجنس بازان را تایید نمی کرد لذا فرانسیس از نظر مسیحیان با شرافت فردی بی شرف و بی تقوا بود و از نظر خدای تعالی نیز یک فاسق بدعت گذار محسوب می شد چرا که بر خلاف انجیل و بغیر ما انزل الله رای داده بود.
«و لیحکم اهل الانجیل بما انزل الله فیه و من لم یحکم بما انزل الله فاولیک هم الفاسقون» ۲)
البته فرانسیس تنها در فساد اخلاق شهرت نداشت بلکه او دست دوازده تن از کلان سرمایه داران صهیونیست را نیز بوسیده بود و همچنین با سفر به اسرائیل و اجرای مراسم دیوار ندبه یهودیان و دیدار با نتانیاهو و بوسه بر دست خاخام بزرگ صهیونیست به ساختار شکنی و قداست زدایی از کلیسا مشهور شد.۳) جالب است مرگ همین پاپ فاسق در نزد خدا و منفور در نزد مسیحیان با اصالت، بهانه و محملی شد تا برخی غربگرایان وطنی کلیسای غرق در فساد را بزک کرده و مسیحیت را تبلیغ نمایند.
عطا الله مهاجرانی وزیر دولت خاتمی یکی از آن قماش است او که در روزنامه “اعتماد” به سر دبیری یکی از نزدیکان مسعود پزشکیان سخن پراکنی می کرد در تمجید و تکریم پاپ فرانسیس تا جایی پیش رفت که پاپ بد نام را در حد یوحنای مقدس بلکه تا حد عیسای کلمة الله بالا برد و در کنار پیامبر اولی العزم نشاند او می نویسد:«.. کلیسای کاتولیک در دوران معاصر پاپی با روش و منش و خلق و خوی او به خاطر نداشته است. او بیشتر سبک و سلوک مسیح و یوحنای مقدس را به خاطر می آورد…» ۴) مهاجرانی که دلواپس است نکند حق تملّق و چاپلوسی را بجای نیاورده باشد در ادامه می نویسد:
«.. در تالار واتیکان منتظر ملاقات با پاپ بودیم پاپ با تک تک مهمانان که همگی از شخصیت های دینی و فرهنگی بودند دست می داد من دستش را مطابق با عهدی که بستم بوسیدم ..» ۵)
عطا الله مهاجرانی بعد از بوسیدن دست قدیس همجنس بازان باز وسوسه می شود که نکند کم لطفی کرده باشد می گوید: «ما دست را نخست با قلبمان می بوسیم… بوسیدن هایی که با ملاحظات سیاسی انجام می شود چیز دیگری است.» ۶)
مهاجرانی که در فراق معشوق خود می سوزد و می موید می گوید: « پاپ فرانسیس در 88 سالگی در گذشت رحمت و رضوان خدا بر او که نظیر نداشت»۷) البته باید به مسخ شدگانی چون مهاجرانی گفت: خیلی هم تاسف فراق فرانسیس را نخور که هرگز با موحدان محشور نمی شوی و عنقریب با مسیحیان تثلیثی محشور خواهی شد. این وعده صادق پیامبر موحدان است:
« من اَحبَّ قوماً حُشر معهم»
ناریان مر ناریان را طالبند/ نوریان مر نوریان را جاذبند

در صدر مشروطه، انگلیس در جنوب کشور قدرت بلا منازع بود. از ضعف دولت قاجار سوء استفاده نمود و گروهی از مبلّغان تبشیری با کتب و جزوات دین مسیح را روانه فارس و لارستان و بوشهر کرد.
تبشیری ها در روستاها و شهر ها مشغول تبلیغ دین عیسوی می شوند همینکه خبر به فقیه با اقتداری مانند آقا سید عبدالحسين دزفولی لاری رسید درنگ را مصلحت ندید و طی حکمی هر گونه اسکان و پناه دادن و معامله با مبلّغان مسیحی را حرام فرمود و دستور داد تمامی کتب و جزوات تبلیغی آنها را جلب کرده امحا نمایند. مسیحیان تبشیری که به پشتوانه دولتین قاجار و انگلیس دلگرم بودند ناچار از راهِ آمده برگشتند.
دولت انگلیس درعین بهت و حیرت به دولت قاجار دستور داد تا سید را سیاست کنند!
شاه “عین المُلک” وزیر قُلدر مآب خود را روانه لارستان کرد؛ عین الملک در ملاقات با سید، محکومِ سیاست با کیاست او شد.
او از سید عبدالحسین تقاضای بهای کتاب های مسیحیّه را کرد که آیت الله لاری فرمود: کتب ضالّه مالیّت ندارند و بها و ثمنی به آنها تعلق نمیگیرد. این گونه بود که عین الملک، خائب و خاسر از لارستان به تهران برگشت.¹
مقام معظم رهبری ضمن تایید روش سید عبدالحسین لاری ، تلاش اروپا و امریکا در سه قرن اخیر برای مسیحی کردن ایران را چون تکاپوی دزد ناشی دانسته که به جای گنجونه طلا به کاه دان زده است و از فرط حماقت فرنگیان است که ایران با سابقه درخشان فرهنگی را چون آفریقا پنداشته اند.
ایشان می فرماید: «شما اگر تاریخ اواخر دوران قاجار را مطالعه کنید می بینید که چقدر کشیش از اروپا به قصد مسیحی کردن مردم به این جا آمدند و البته مثل دزد ناشی نمی فهمیدند در کجا می خواهند مسیحیت را ترویج کنند لذا موفق نشدند»²
نظر این دو فقیه عالیقدر نظر اجمالی قاطبه علمای اسلام نسبت به مسیحیت است اما با کمال تعجب سید محمد خاتمی که در کسوت روحانیت است نظر شاذ و نادری داشته که خلاف اجماع علمای شیعه است؛ خاتمی در پیامی به مناسبت مرگ پاپ فرانسیس او را قبله آرمانی “دین رحمانی” دانسته و در تمجید او نوشته است:
«در گذشت عالیجناب فرانسیس.. نه تنها جامعه کاتولیک و جهان مسیحیت بلکه همه انسان دوستان و خیر خواهان و صلح جویان بخصوص آنان که دین خدا را رحمانی و انسانی می بینند و می خواهند متاثر کرد …تلاشهای موثر ایشان در زمینه پیشبرد صلح و عدالت و مدارا و حقوق انسان و …..»³
شگفت آنجاست که می گوید: (آنان که دین خدا را رحمانی و انسانی می بینند و می خواهند) سبحان الله مگر خدا دین غیر انسانیِ غیر رحمانی هم دارد؟
متاسفانه آقای خاتمی از پیامبر و کتاب و اصول دین رحمانی گزارشی نمی دهد اما از متن پیامش مستفاد است که دین رحمانی بر انسان دوستی و خیر خواهی و صلح جویی و مدارا استوار است که مصداق عملی آن پاپ فرانسیس است و نمونه سیاست مدارای پاپ هم در سفر به اسرائیل و دست بوسی خاخام ها و کلان سرمایه داران صهیونیست ظاهر شد!
مع الوصف اگر از جناب خاتمی بپرسیم فرق اسلام محمدی با دین رحمانی چیست می گوید در دین رحمانی اثری از چهار باب (جهاد، دفاع ، قصاص و تقاص) نمی بینید.
اگر اسلام باب این چهار اصل را بسته بود قطعا جناب خاتمی اسلام را عقلانی تر و رحمانی تر از هر مکتبی می دانست؛
خب مشکل مدافعان دین رحمانی با قرآن در چیست؟ در این جمله کوتاه است « لا تَظلِمونَ و لا تُظلَمون »⁴ نه ظلم بکنید و نه ظلم و ستم را تحمل کنید.
اساس جنگهای 40 ساله اخیر اسرائیل و امریکا و انگلیس و…
با ایران و لبنان و غزه و…
در این است که قرآن اجازه پذیرش ظلم و زورگویی را به پیروان خود نداده است.
پس می توان گفت دین رحمانی مکتبی است که مطلقا چیزی به نام زور و قدرت و اقتدار در آن به رسمیت شناخته نمی شود.
۷۰ سال پیش شهید مطهری در ردّ دین یا مکتب رحمانی اینگونه فرموده است :
«بعضی مکتبها مانند مسیحیت تنها چیزی را که در مواجهه با انسانها اخلاقی می شمارند دعوتهای مسالمت آمیز است زور را به هر شکل و به هر صورت و در هر شرایطی غیر اخلاقی می شمارند لهذا در این مذهب دستور مقدس این است که اگر به گونه راستت سیلی زدند گونه چپت را پیش آر و اگر جُبّه ات را رُبودند کلاهت را هم تسلیم کن»⁵
پس دین رحمانی که جنابان خاتمی و حسن روحانی مرتب آنرا تبلیغ می کنند در مواجهه با دشمن غاصب و متجاوزی چون اسرائیل و امریکا چه سیاستی دارند ؟ می گویند اول مذاکره بعد مداهنه سپس مماشات می کنیم اگر با اینها علاج نشد تسلیم می شویم.
در کف شیر نر خونخواره ای/
جزکه تسلیم و رضا کو چاره ای؟!

سید محمد خاتمی در ماه جاری پیامی بمناسبت مرگ فرانسیس منتشر نمود و از دینی بنام “دین رحمانی” و دین انسانی یاد کرد که به باور او این دین بر انسان دوستی و خیر خواهی و صلح جویی و مدارا استوار است ،
اتفاقا الگوی دین رحمانی را نیز پاپ فرانسیس دانست.
از پیام جناب خاتمی بر می آید که مسیحیت را دین رحمانی دانسته و قاعدتاََ اسلام که در اصل و فرع با مسیحیت مباین است نباید دین رحمانی باشد. اما عقیده جلال الدین محمد مولوی در باب مسیحیت دقیقا نقیض باور سید محمد خاتمی است.
مولوی اولا دین مسیحیت را دینی فردی و جامعه گریز و عزلت نشین دانسته که همت عالی پیروانش پناه بردن به غاری یا دیری در کوهی است. نقطه مخالف آن اسلام است که دینی اجتماعی و دارای دولت و خواستار جلال و شکوه و شوکت و ارتشی رزمجو و پیروانی پیکار گر است .
مولوی امت محمّدی را با الگوپذیری از پیامبر(ص)،قهرمان میدان و اهل رزم و حماسه می داند و می گوید:
چون نبیِّ سیف بودست آن رسول/ امت او صفدرانند و فحول
مصلحت در دین ما جنگ و شکوه / مصلحت در دین عیسی غار و کوه…¹
مولوی مدعی است تاریخ دین مسیحیت منقضی شده و در این دوران کارایی ندارد و این زمان دوران دین با شکوه اسلام است. او باز تاکید دارد کسانی که بخواهند دین مسیحیت را در این زمان احیا کرده و به نام دین، رهبانیت و گوشه نشینی را ترویج دهند هم بدعت گذارند و هم فضول بازی در می آورند:
از ترّهب نهی کردست آن رسول/ بدعتی چون در گرفتی ای فضول

جلال الدین به امثال سید محمد خاتمی سفارش می کند که ابدا از سنت و روش پیامبر خدا و امت مرحومه (اسلام) جدا نشوند و الا خوراک گرگ بیابان خواهند شد:
در میان امت مرحوم باش / سنت احمد مهل محکوم باش …
سنت احمد در نزد مولوی اقتدار و سطوت است نه خضوع و خشوع در مقابل ستم پیشگان خونریز نابکار .
لذا می گوید دین حق را که همواره مورد تعدی و هجوم ستم پیشگان است فقط مردان شش دانگ می توانند حفظ کنند نه خنثی صفتان مرد نما.!
راه دین زان رو پر از شور و شر ست / که نه راه هر مُخنًث گوهرست.
گوئی 800 سال پیش پیام سید محمد خاتمی در تمجید از پاپ فرانسیس را پیش خوانی کرده و به ایشان می فرماید با کلماتی چون صلح جویی و مدارا و خیرخواهی، دشمن غدّار دین با تو از در مصالحه در نمی آید. صلح و آرامش واقعی با جنگ مقتدرانه و قدرت و هیبت ارتش قوی پنجه و رزمندگان پا در رکاب به دست می آید همان روش و سنّتی که پیامبر با طاغوت های عرب کرد…
جنگ پیغمبر مدار صلح شد / صلح این آخر زمان زان جنگ بُد..²
سفارش جلال الدین محمد مولوی اینست که اگر صلح و راحتی را نیز طلب می کنید باید در سایه اقتدار و سطوت رزمندگان بخواهید و با تظاهر به صلح جویی و بشر دوستی بدست نمی آید و گرنه همین مسیحیانی که به ظاهر نرم خو و دل رحم هستند بدتر از گرگ خونخوار می شوند.
شهید مطهری ضمن تایید ادعای مولوی می فرماید:
«مسیحیان برای خارج کردن اسپانیا از چنگ مسلمانان از راه فاسد کردن روحیه و اخلاق جوانان مسلمان وارد شدند…مسیحیان به انتقام حکومت 300- 400 ساله مسلمانان آنچنان انتقامی از آنان گرفتند که تاریخ نیز از بازگو کردن آن شرمسار است.
همان مسیحیانی که بر حسب تعلیمات حضرت مسیح موظفند وقتی سیلی به سمت راست صورتشان می خورد سمت چپ صورت خود را پیش آورند در اندلس، از کشتگان مسلمان دریای خون به راه انداختند و روی چنگیز را سفید کردند.»³
جلال الدین محمد مولوی مهار طغیانگران مستکبر جامعه جهانی بوسیله جنگ و جهاد را مانند هرس کردن باغ توسط باغبان یا مانند کندن دندان درد برای رهایی بدن می داند که یک امر لازم و ضروری برای جامعه است
باغبان زان می بُرَد شاخ مضر/ تا ببیند نخل قامتها و بر
می کَنَد دندان بد را آن طبیب/ تا رهد از درد و بیماری حبیب
این اجمال نظرات سید محمد خاتمی در کسوت یک سیاستمدار روحانی و مولوی در کسوت یک عارف و عابد بود.
حالا یا جناب خاتمی در شناخت اسلام و مسیحیت اشتباه کرده است یا مولوی یک نابغه ای دور اندیش است که تحلیلش در مورد دین اسلام و مسیحیت با واقعیت امروز مطابقت دارد. بالاخره بین نظرات متناقض سید محمد خاتمی سیاستمدار و مولوی عارف مآل اندیش یکی به واقع نزدیک است آنرا اختیار فرما…
و الامر الیک

شیخ منصور کیانی

۱. خبرگزاری تسنیم. ۲۸ آذر ۱۴۰۲
۲. مائده / ۴۷
۳. تابناک. ۸ خرداد ۱۳۹۳
۴؛۵؛۶؛۷. روزنامه اعتماد ۲ اردیبهشت ۴۰۴

5. رسائل سید لاری ج۱ ص۲۰۴
6. بیانات مقام معظم رهبری ۲۱ مرداد ۷۱
7.خبر آنلاین. ۲/ ۲/ ۴۰۴
8. بقره ۲۷۹
9.مطهری.ج۲. ص ۴۸۰

10. مثنوی. مولوی. دفتر ۶ بیت ۴۹۴
11. همان دفتر ۱ بیت ۳۸۶۶
12. مطهری ج ۲۶ ص ۷۵

اخبار مرتبط