امریکا در گرداب
تسخیر سفارت امریکا در سال ۱۳۵۸ جریانهای چپ کمونیستی از یک سو و جریانهای راست غرب گرا،ملی گرا و لیبرال از دیگر سو و جریانهای نفاق آلود التقاطی از مسیر سوم با یک هدف به تضعیف نهال تازه رُسته انقلاب اسلامی مشغول بودند.در این میان که کشور در گیر التهاب ها و بحران های متعدد […]
تسخیر سفارت امریکا
در سال ۱۳۵۸ جریانهای چپ کمونیستی از یک سو و جریانهای راست غرب گرا،ملی گرا و لیبرال از دیگر سو و جریانهای نفاق آلود التقاطی از مسیر سوم با یک هدف به تضعیف نهال تازه رُسته انقلاب اسلامی مشغول بودند.
در این میان که کشور در گیر التهاب ها و بحران های متعدد بود تعدادی دانشجوی انقلابی و ولایتمدار که خود را ملزم به حرکت در چهارچوب خط فقهی ، سیاسی و انقلابی حضرت امام می دانستند از دانشگاه های تهران، صنعتی شریف، پلی تکنیک (امیرکبیر) و ملی (شهید بهشتی) تصمیم گرفتند در اعتراض به دخالت های مستمر امریکا در ایران و دادن پناهندگی به شاه ایران دست به اعتراض بزنند.
هدف اولیه آنان صرفاً رساندن فریاد اعتراض خود به امریکا و عناصر داخلی او بود ولی نهایتاً با اطمینان از این که سفارت امریکا نه یک سفارت متعارف بلکه مرکز جاسوسی و توطئه برای براندازی انقلاب نوپای اسلامی است و غفلت از این مرکز توطئه،موجودیت انقلاب را در معرض خطر قرار می دهد ،تصمیم گرفتند این مرکز را به تسخیر خود درآورند.
این جمع که خود را دانشجویان پیرو خط امام می خواندند روز ۱۳ آبان ۱۳۵۸ برابر باچهارم نوامبر ۱۹۷۹، راهپیمایی معترضانه خود را به طرف سفارت امریکا شروع کرده و نهایتاً با غافلگیر ساختن محافظان سفارت و بدون استفاده از سلاح، آن را به تسخیر خود درآوردند.
اهداف،انگیزه دانشجویان از این اقدام
دانشجویان، فهرستی از جنایت های امریکا در ایران را پیش روی خود داشتند؛ از جمله: -کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ که به سقوط دولت ملی مصدق انجامید،
-تشکیل ساواک جهنمی و انداختن آن به جان مردم در طول ۲۵ سال پس از کودتا،
- تحمیل کاپیتولاسیون در سال ۱۳۴۳ وتبعید حضرت امام به ترکیه،
-اعدام انقلابیون فداکار و پر کردن زندان ها از مبارزان حق طلب -حمایت بی دریغ امریکا از شاه به عنوان جعبه سیاه اسرار خود و نهایتا دادن پناهندگی به او پس از فرار از ایران برای جلوگیری از محاکمه اش توسط ملت ایران، - تلاش امریکا در روزهای قبل از پیروزی انقلاب اسلامي برای کودتا به رهبری ژنرال هایزر باهدف به شکست کشاندن مبارزات مردم ایران در آستانه پیروزی ،
-بلوکه کردن میلیاردها دلار اموال ملت ایران و بخش عظیمی از املاک و مستغلات متعلق به ایران در امریکا و دیگر نقاط دنیا -ممانعت از باز گرداندن حجم عظیم اموال و جواهرات سرقتی توسط شاه و اطرافیانش به هنگام فرار از ایران و نهایتاً تبدیل سفارت امریکا در تهران به مرکز توطئه علیه انقلاب.
تحلیل تاریخی دانشجویان از نتیجه حضور امریکا در دیگر کشورها و دهها کودتایی که توسط باصطلاح سفارت خانه های آن بوقوع پیوست انبوهی از تجارب را در برابر دانشجویان قرار می داد که نهایتا آنان را به این نقطه عزیمت رساند که اگر در مقابل این همه هجوم پیدا و پنهان امریکا و ضعف و انفعال دولت موقت و غربگرا ، به دفاع از انقلاب بر نخیزند قطعا امریکا دست به کودتا خواهد زد و انقلاب اسلامی را به شکست خواهد کشاند.
توجیه حقوقی ماجرا
سفارت خانه در عرف دیپلماسی و حقوق بین الملل، مفهوم استاندارد و متعارفی دارد.
در قوانین بین المللی هرگز توطئه و جاسوسی برای براندازی یک نظام مشروع و مردمی در چارچوب وظایف یک سفارتخانه تعریف نشده است .
فعالیت های سفارت امریکا در تهران تماما خارج از عرف دیپلماتیک و در حوزه انجام کودتا و براندازی و جنگ علیه مردم ایران بود.
دانشجویان با رصد عملیات میدانی امریکا در ایران و ارتباط گیری سفارت با سران جریان های برانداز، به این نتیجه رسیدند که ضرورت دارد چشم دشمن کور و برنامه او دچار اختلال جدی شود.
پس از تسخیر لانه جاسوسی و به دنبال مجاهدت مستمر و خاموش دانشجویان، اسناد جاسوسی باقی مانده، ترمیم و بازسازی شد که به تهیه و چاپ ۷۰ جلد کتاب انجامید. مفاد این اسناد سرّی صحت تحلیل دانشجویان را اثبات کرد.
این اسناد نشان میداد که سفارت امریکا فقط مرکز توطئه و جاسوسی علیه انقلاب اسلامی ایران نبوده است بلکه به عنوان یکی از مهمترین مراکز جاسوسی امریکا در منطقه غرب آسیا عمل می کرده است.
به جز اسناد رشته شده که بازسازی شد متاسفانه اسناد مهمتر و سری تری نیز وجود داشت که بر روی میکروفیلم ثبت شده بود که این میکروفیلم ها تماما توسط کارکنان سفارت پودر و غیر قابل بازیابی شدند.
نکته تحسین بر انگیز در تحلیل دانشجویان عمق دشمن شناسی آنان بود.
آنان به خوبی سیرت درنده و وحشی حاکمان امریکا را از پسِ ظاهر شیک، خندان و ادکلن و کراوات زده آنان تشخیص می دادند.
دادند. چیزی که برخی دیپلمات های ارشد ما که ادعای شناخت دنیا و زبان آنان راداشتند پس از چهل سال نشست و برخاست با آنان متوجه نشدند ویا نخواستند متوجه شوند.
اما این جوانان غالبا زیر سی سال فهمیدند و با هوشیاری و بصیرت مثال زدنی خود مرکز فتنه آمریکای ابر قدرت را بدون هیچ هراسی مورد هدف قرار داده بر سفالینه پر زرق و برق امریکا تَرَک انداختند.
سید علی صافی
پایان قسمت اول


نظرات