- سه شنبه 7 بهمن 1404 - 14:28
- کد خبر : 5158
- مشاهده : 9 بازدید
- خبر 2

حضرت سبزقبا! عزت دزفول از توست
مردم شهر تو را از دل و جان میخواهندتو چه کردی که تو را پیر و جوان میخواهند؟! حضرت سبزقبا! عزت دزفول از توستاز لب دز بِشِنو برکت دزفول از توست دل این شهر به مهرت گره خورده است عجیبدل ما را حرم عشق تو برده است عجیب ای دریغ اینکه تو را سوخته میبیند […]
مردم شهر تو را از دل و جان میخواهند
تو چه کردی که تو را پیر و جوان میخواهند؟!
حضرت سبزقبا! عزت دزفول از توست
از لب دز بِشِنو برکت دزفول از توست
دل این شهر به مهرت گره خورده است عجیب
دل ما را حرم عشق تو برده است عجیب
ای دریغ اینکه تو را سوخته میبیند شهر
مرقدت را ز چه افروخته میبیند شهر؟
آب شد با شرر سنگِ مزارت دل سنگ
ننگ بر هر که به درگاه تو دارد سر جنگ
شهر یکپارچه با آه ضریحت میسوخت
دل ما بود که همراه ضریحت میسوخت
به خراسان نرسانید خبر را مردم
به رضاجان نرسانید خبر را مردم
که غم دیدن اندوه برادر سخت است
غم اگر باشد با کوه برابر سخت است
حرمی سوخت. دلا! حادثه تکراری نیست؟
باز هم اهل حرم منتظر یاری نیست؟
حرم آل علی سوخت به پا خیز ای دل
عشق را با جگر و خشم بیآمیز ای دل
شهر ما کوفهی افسونگر بی صاحب نیست
مرد جنگ است و بلد، گرچه به آن راغب نیست
شهر ما محفل و جولانگه کفتاران نیست
شهر خوبان خدا عرصهی خونخواران نیست
شهر نه، جنت عشاق شهید است اینجا
خاک اجدادی عباس رشید است اینجا
آن شهیدان به خون خفته نرفتند که باز
بشود دست نیازی سوی ابلیس دراز
حرفشان دغدغهشان قیمت قرص نان نیست
کار انسان صفتان سوختن قرآن نیست
معترض غیرت و ایمان و شرافت دارد
برخلاف همهشان اصل و اصالت دارد
معترض مرد خدا بوده و وجدان دارد
در دل و حرف و عمل عشق به ایران دارد
کارشان داد به حق خاسته را ضایع کرد
ننگشان باد که این خواسته را ضایع کرد
نیششان پشت نقاب است خدا میداند
نقشهشان نقش بر آب است خدا میداند


نظرات