- سه شنبه 27 آبان 1404 - 12:08
- کد خبر : 5022
- مشاهده : 63 بازدید
- پیشخوان » ستارگان شهر دزفول

استاد بزرگوار
خدمت استاد بزرگوارمسلام علیکمبرادرم از اینکه مدتی با شما مکاتبه ای نداشته ام عذر می خواهم. کمی سرم شلوغ است و امتحانات نیز نزديك اند.برادرم اگر موافق باشی بعداً با هم هماهنگ کنیم و همدیگر را در تهران ببینیم و با همراهی چند تن دیگر از برادران از تهران تا قم پیاده به پای بوس […]
خدمت استاد بزرگوارم
سلام علیکم
برادرم از اینکه مدتی با شما مکاتبه ای نداشته ام عذر می خواهم. کمی سرم شلوغ است و امتحانات نیز نزديك اند.
برادرم اگر موافق باشی بعداً با هم هماهنگ کنیم و همدیگر را در تهران ببینیم و با همراهی چند تن دیگر از برادران از تهران تا قم پیاده به پای بوس حضرت معصومه (س) برویم. حدود یک روز و نیم طول می کشد. انشاء ا… بسیار بسیار مفید است؛ مخصوصاً در جوارتان بودن و فیض بردن.
برادرم شهیدان خودسازی را دوست داشتند. امروز راه شهیدان خودسازی است. راه کم خوری و کم خوابی است. راه صبر و پایداری و راه ایثار و اغماض است. مادامیکه در این راه نیستیم، در خط شهدا نیستیم و هر آنگاه در راه بازگشت به خویشتن به منظور معرفه الله قدم برداریم. جهت را درست انتخاب کرده و پایداری کنیم؛ انشاء ا… روسفید درگاهش خواهیم شد.
سستی و رکود شیوه هیچکدام از رهبرانمان نبوده است. آنجا که رسول خدا (ص) شب را تا صبح ۲ رکعت ۲ رکعت نماز میخواند و آنجا که حضرت می فرماید که یک شب که پارچه نرمی را بر زیر گذاشتم و خوابیدم نزديك بود نماز شبم را از دست بدهم. این همه نشانگر یک جنگ دائمی در زندگی حضرت است و بايك خودسازی همیشگی است و آنجا که مولایمان علی (ع) اجازه نمی دهد کسی نان خشکش را تر کند و نان جو را با زانو می شکند و می خورد، به ما می گوید که راه خدا و صراط مستقیم این است. بی علاقگی به دنیا و امید به پاداش و قرب الهی آخرت و آنجا که می فرماید من دنیا را سه طلاقه کردم.

دوست خوبم مثنوی مفصل عشق را آنکه در شب عاشورا می گوید «الحمدالله الذي شرفنا بالشهاده» می داند. و منقول است که در شب عاشورا عقل ها از کار ایستاده و عشق ها کار می کرده است و از این حقیر چه بر می آید جز یك گفتن بی درد و بی ریشه.
وای آن دل که بدو از تو نشانی نرسد
مرده آن تن که بدو مژده جانی نرسد
سخن عشق چو بی درد بود برندهد
جز به گوش هوس و جز به زبانی نرسد
مثنوی مفصل عشق را باید از بسیجی راهی کربلا پرسید.
حقیقت هم همین است که ما چیزی را می شنویم و نقل می کنیم، حال آنکه عاشق آن را می فهمد و درک می کند. عاشق سمندر است و در آتش می رود. عاشق خود را معنی نمی داند و در کتاب لغت نامه اش فقط دو کلمه (عشق) و (او) راه دارد. کتابی كه فقط يك برگ دارد و بر روی جلدش (او) نوشته شده و در اندرونش فقط با يك کلام راه را نشان میدهد «عشق».
عشق اگر همراه با علم نباشد درد نمی آورد! عشق اگر همراه خلوص نباشد پوچ است! عشق اگر عمق نداشته باشد زودگذر است! عشق اگر فقط بر پایه علم و فلسفه باشد بی معنی است! آنجا که يک نماز عاشقانه میخوانی درست است یا آنجا که نمازت فیلسوفانه و عالمانه باشد؟
کتاب عشق را باز کن و شبی در خلوت «والفجر» را بخوان! گاه رسیدن به «یا ایتها النفس» گریه را سر داده و روحت را پروازده! از قفس تن بیرون آر و به سوی او بپر! پرده ها که کنار رفت ما بقی آیه را خودش می خواند و دیگر آنجا تو نیستی و همه اوست!
مثنوی عشق را چون به « و اصحاب الیمین» رساندی ما را نیز از یاد مبر و آنجا دعا کن، همه را خوب ها و بدها را دعا کن خوب ها زیاد و بدها خوب بشوند.
برادرم :
مسلمان حقیقی کسی است که همانگونه که در تمام صحنه ها حضور دارد در هرجا خدای را حاضر ببیند و آنکه کنج عزلت گیرد و از صحنه خارج شود به نیت دوری از بدی ها در خسران است و راه را کج می رود در بین همین انسان ها باید راه را یافت. باید خمینی را شناخت و دنبال کرد تا بتوانیم ادعای شناخت پیامبر (ص) را داشته باشیم.
ملتمس دعا بنده خدا محمد جواد
تهران مورخ پنج شنبه ۶۴/۱۰/۵ ساعت ۹/۳۰


نظرات